تیستو ی سبز انگشتی "موریس دروئون"

«تیستوی سبز انگشتی» به چاپ ششم رسید

«تیستوی سبز انگشتی» به چاپ ششم رسید

کتاب «تیستوی سبز انگشتی» به نویسندگی موریس دروئون، با ترجمه لیلی گلستان و با طراحی جلد ابراهیم حقیقی، یکی از آثار محبوب نوجوانان دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ به چاپ ششم رسید.

به گزارش اداره کل روابط عمومی و امور بین‌الملل کانون، این کتاب که برای نخستین بار در سال ۱۳۵۲ در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به چاپ رسیده بود، به چاپ ششم با شمارگان ۲هزار و ۵۰۰ نسخه رسید.

«تیستوی سبزانگشتی»، کتابی‌ است به نویسندگی موریس دروئون، نویسنده فرانسوی‌ که در سال ۱۹۵۷ برای کودکان نوشته شده که تاکنون بیش از ۵۷هزار نسخه از آن به چاپ رسیده است. نسخه صوتی این کتاب هم با صدای افسانه بایگان از سوی انتشارات کانون پرورش فکری منتشر شده است.

داستان این کتاب درباره پسرکی به نام «تیستو» است که درمی‌یابد انگشتانش خاصیت سبزکننده دارند. بذر هر گیاهی که با انگشتان تیستو تماس برقرار کند سبز می‌شود و به سرعت به گیاهی زیبا تبدیل می‌شود. تنها دوست و همدم او باغبان پیری‌ است به نام سبیلو که به تیستو می‌آموزد ویژگی منحصر به فرد انگشتان او می‌تواند تغییرهای شگرفی در دنیای اطرافش ایجاد کند.

کتاب «تیستوی سبزانگشتی» در ۸۸ صفحه با قیمت ۱۲هزار تومان در فروشگاه‌های کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مجموعه‌های شهر کتاب در دسترس علاقه‌مندان قرار دارد. این کتاب مناسب مخاطبان بالای ۱۱ سال است.

 

هفته كتاب و كتابخواني مبارك

🔺 چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

ایلیا دیانوش (شاعر، روزنامه‌نگار، محقق و منتقد ادبی) یادداشتی را به مناسبت آغاز هفته ی کتاب منتشر کرده که در آن، به دلایل پایین بودن سرانه ی مطالعه در ایران پرداخته است. در این یادداشت 10 دلیل برای این ضعف فرهنگی ذکر شده است:

فردا نخستین روز از هفته کتاب است، هفته‌ای که هر ساله در آن به ترویج فرهنگ مطالعه و کتاب‌خوانی پرداخته می‌شود. در این میان گروهی فواید کتاب‌خوانی را برمی‌شمرند و گروهی دیگر پایین بودن سرانه مطالعه در ایران در مقایسه با دیگر کشورها را یادآور می‌شوند و دلایلی مانند گرانی کتاب، مشغله افراد و توسعه فضای مجازی را برای آن تکرار می‌کنند، غافل از این‌که در کشورهای دیگر کتاب از این گران‌تر و ساعات کار مفید افراد از این بیش‌تر است و توسعه فضای مجازی نیز پیش و بیش از کشور ما اتفاق افتاده است.

برخلاف شعار امسال هفته کتاب باید اذعان کرد که «ایران نمی‌خواند». اما چرا کتاب نمی‌خوانیم؟ آن‌چه در ادامه می‌آید دلایلی سنجیده و پژوهیده و حاصل مواجهه و گفت‌وگوهای دلسوزانه و آسیب‌شناسانه نگارنده با اقشار گوناگون جامعه به‌ویژه در 10 سال اخیر است.

1-   کتاب نمی‌خوانیم زیرا نیازی به کتاب احساس نمی‌کنیم، به دو دلیل:

 - توهم همه‌چیزدانی داریم و از فرط ناآگاهی مسأله مبهمی برایمان وجود ندارد.

 - لذت و منفعتی در آن نمی‌بینیم و آن را زحمتی می‌دانیم که مابه‌ازای مستقیم مالی ندارد.

2 -  کتاب نمی‌خوانیم زیرا از شک کردن در مبانی باورهای‌مان می ترسیم و نگرانیم برای بیشتر دانستن مجبور به پذیرفتن نادرستی دانسته‌های قبلی خود شویم.

3 -  کتاب نمی‌خوانیم زیرا با وجود رنج بردن از تناقضات فکری و حسی خود از آن‌ها آگاه نیستیم.

4 -  کتاب نمی‌خوانیم زیرا فکر می‌کنیم پیچیده‌ترین مسائل را در هر عرصه‌ای می‌توانیم با ذهن پرورش‌نیافته و معلومات ناقص خود ساده‌‍سازی کنیم اما نمی‌دانیم که حتی مفاهیم به‌ظاهر ابتدایی نیز زوایایی تکمیلی و مراتبی پیشرفته دارند که در این قاعده نمی‌گنجند و خام‌اندیشی‌های ما راهی به آن‌ها نخواهد داشت.

5 -  کتاب نمی‌خوانیم چون هنوز در دوره فرهنگ شفاهی به سر می‌بریم و ملتی شنیداری و مقلدیم.

6 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا از فواید و عواید داشتن ذهن باز، برتر و تحلیلگر، احساسات عالی، روشن و مجرب و بیان پربار، پخته و شیوا بی خبریم.

7 - کتاب نمی‌خوانیم زیرا نمی‌دانیم کافی دانستن اطلاعات تصادفی حاصل از گشت‌وگذار در فضای مجازی جای مطالعات هدف‌مند را نمی‌گیرد، به دو دلیل:

-  بارش اطلاعات پراکنده و گاه متناقض، ما را به قدرت تجزیه و تحلیل نمی‌رساند.

- بمباران خبری برای اذهان سرگردان موجب سردرگمی بیشتر بوده و خود موجب نوع دیگری از بی‌خبری است که توهم خبردار بودن از همه چیز را به همراه دارد.

8 - کتاب نمی‌خوانیم چون بر این باور نادرستیم که با افزایش سن، عقل نیز به خودی خود رشد می‌کند و نمی‌دانیم رشد عقلی اکتسابی است و با فعالیت و پرورش فکری به دست می‌آید و بهترین محرک ذهن برای این منظور مطالعه است.

9 - کتاب نمی‌خوانیم چون از کتاب خواندن خوشمان نمی‌آید و نمی‌دانیم که بسیاری از این "خوشم می‌آید"ها و "خوشم نمی‌آید"ها به‌کلی بی‌اعتبارند، زیرا براساس آموخته‌های تلقینی و سلیقه‌ای و تجارب پیش پا افتاده و دم دستی ما در محیط خانواده، تحصیل و کار و... و متاثر از افراد عموما همسطح با ما شکل گرفته‌اند و مادامی که با مطالعه و تلمذ از انسان‌های آگاه‌تر از ما محک نخوردند، معیار خوبی برای تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های ما نیستند.

10 - کتاب نمی‌خوانیم چون کتاب نخوانده‌ایم؛ بدین معنا که خود را آن قدر موظف به انجام این کار نکرده‌ایم تا به آن نقطه صفری برسیم که سرآغاز چشیدن لذت شناخت خود و دنیای پیرامون است و مدخل ورود به جهانی فراتر که علایق و سلایق ما در آن به پرواز درمی‌آید و هر بار سطحی بالاتر و اوجی تازه را تجربه می‌کند که قابل مقایسه با سطح نازل و عامه‌پسند پیشین نیست...

شعري را باهم بخوانيم.....

چه فکر می کنی؟
جهان چو آبگینه شکسته ای ست
که سرو راست هم در او شکسته می نمایدت
چنان نشسته کوه درکمین دره های این غروب تنگ
زمان بی کرانه را
تو با شمار گام عمر ما مسنج
به پای او دمی ست این درنگ درد و رنج
به سان رود
که در نشیب دره سر به سنگ می زند
رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست زنده باش

📚 قسمتی از شعر "زندگی"
📝 هوشنگ ابتهاج (سایه)

 

روش انتقاد

 

راه زندگی

روش صحیح انتقاد کردن از دیگران

یکی از عوامل موثر در روابط استاد ودانشجو  شیوه سوال کردن ،اعتراض کردن ، ایراد گرفتن و خلاصه اظهار نارضایتی  از گفتار یا رفتار است استادی قصد دارد از نحو حضور دانشجو در کلاس ، صحبت کردن سرکلاس سوال کردن یا طرز تفکر اشتباه دانشجو، ایراد بگیرد یا اشکال گفتاری ورفتاری او را اصلاح کند،ویا برعکس دانشجویی می خواهد از نحوه تدریس استاد ،نحوه نمره دادن ویا رد کردن نظر استاد،ایراد بگیرد

توانایی بر این کار نیازمند مهارت خاصی است که بتوانیم فرد را متوجه اشتباهش نماییم بدون آنکه او را ناراحت کنیم در غیر این صورت وقتی کسی از ما انتقاد می­کند آزرده می­شویم وقتی هم که قصد داریم از کسی انتقاد کنیم از ترس اینکه طرف مقابل از ما ازرده شود از انتقاد کردن وحتی امربه معروف و نهی از منکر منصرف می­شویم در حالیکه پیشرفت هر انسانی در سایه نقد شدن ونقد کردن و بقا و ثبات زندگی اجتماعی با امر به معروف و نهی از منکر است.

 در اینجا آگاهی از شیوه های انتقاد و ایراد گرفتن ضروری به نظر می آید زیرا در بسیاری از موارد ناآگاهی از این شیوه ها باعث سوئ تفاهم ودر نهایت منجر به بحث وجدل بیهوده، نارضایتی و کینه ونفرت می شود

 کلمه انتقاد از ریشه نقد کردن و در فارسی معادل آشکار و پدیدار کردن است. در اصطلاح این کلمه چندین کاربرد دارد. معنای مشهور و متداول آن در بین عامه مردم ایراد و اشکال گرفتن به گفتار و رفتار دیگران. مردم معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خود داري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد «معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهار نظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است. در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

اما در معنای علمی انتقاد، یعنی آشکار کردن و بازگو کردن زوایا و نکات مهم در یک سخن یا نوشتار یا رفتار. به تعبیر دیگر انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

 آنچه که معمولاً ازکلمه انتقاد کردن رایج است، بیشتر به معنای نقاط ضعف و عیب یک موضوع را بیان کردن است. به طور کلی نویسندگان و اهل قلم نقد و انتقاد را به سه صورت تعبیر کرده اند:

١- بیان نقاط قوت، خوب و زیبای یک موضوع و نپرداختن به اشکالات و معایب آن

٢- بیان نقاط ضعف، بد و زشت یک موضوع بدون پرداختن به محاسن و جنبه­های مثبت آن

٣- بیان نقاط قوت و ضعف یک موضوع به قصد اصلاح اشکالات و معایب آن

مهمترین هدف در نقد و انتقاد اصلاح کردن است ، انتقاد زمانی ارزش دارد که بوسیله آن بتوانیم گفتار و رفتار کسی را اصلاح کنیم. انتقاد شنیدن ذاتاً تلخ و گزنده است و مانند داروی تلخی است که به مذاق شخص ناگوار و از طرف دیگر لازم و ضروری است. از زاویه دیگر انتقاد کردن آسان و انتقاد شنیدن سخت است، ولی اگر دقت کنیم انتقاد صحیح کردن نیز سخت است و نیاز به مهارتهای خاصی دارد که اگر افراد این مهارتها را ندانند، عملاً انتقاد آنها نه تنها اثر سازنده ندارد، بلکه باعث موضع گرفتن، کینه و دشمنی بین افراد می­شود.

بخش زیادی از کدورت­ها و نارضایتی بین افراد خانواده، دوستان، همکاران و همسایگان ناشی از ایراد و انتقادی است که از یکدیگر می­گیرند، در حالی که اگر افراد شیوه درست انتقاد و ایراد گرفتن را بدانند، این کدورت­ها و دشمنی­ها بوجود نمی­آید. اگر بپذیریم شنیدن انتقاد مانند خوردن داروی تلخ است، آنگاه باید همان کاری را کرد که داروسازان می­کنند، داروسازان داروهای تلخ را در لایه­ای از مواد شیرین قرار می­دهند تا تلخی آن کمتر در کام بیمار ریخته شده و اثرگذار شود.

در این مقاله ما سعی داریم پاره­ای از مهمترین شرایط تاثیرگذار در یک انتقاد را بازگو کنیم.  یک انتقاد صحیح بایستی شرایط زیر را داشته باشد تا بتواند ضمن آنکه تأثیر گذار است، سبب ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل هم نشود :

١- قبل از انتقاد کردن و بیان اشکالات گفتار و رفتار طرف مقابل، ابتدا مختصری از محاسن، خوبیها و توانمندیهای او سخن بگوئید، این کار باعث می­شود فرد احساس کند شما دوست او هستید و دشمنی ندارید. و در نتیجه حاضر به شنیدن سخن شما خواهد بود .

٢- مختصری از زمان­هایی که خودتان خطا یا اشتباهی کرده­اید سخن بگوئید تا طرف مقابل احساس نکند قصد شما از انتقاد کردن اثبات برتری خود و ضعف طرف مقابل است. سخن گفتن از اشتباهات خود زمینه پذیرش را در طرف مقابل ایجاد می­کند.

3- وقتی می­خواهید خطا و اشکال طرف مقابل را بگوئید دقت کنید، خطا و اشتباه را بطور مستقیم بازگو نکنید، بلکه این کار را غیر مستقیم انجام دهید. مثلاً بصورت سؤال مطرح کنیم که آیا از نظر شما این سخن یا عمل چگونه است؛ خوب یا بد؟

4- موضوعی را که می خواهید از آن انتقاد کنید تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

٥- اجازه ندهيد گفته­هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.

٦- در مرحله چهارم مستقیم دستور ندهیم و برای اصلاح سخن یا رفتار مورد نقد به صورت دستوری تحکم نکنیم، بلکه سخن یا رفتار درست را پیشنهاد بدهیم.

٧- خیلی دقت کنید هنگام انتقاد کردن و ایراد گرفتن، موضوع و سخن معیوب را مورد انتقاد قرار دهید و از بد بودن آن سخن بگوئید و هیچگاه صفت بد یا زشت یا غلط را به شخصیت خود فرد نسبت ندهید، در واقع کار بد و ناشایست را سرزنش کنید نه شخصیت خود فرد را.

٨- واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

٩- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

١٠- حساس باشید که هنگام انتقاد کردن هدف خود را گم نکنید هدف تأثیر گذاری و اصلاح کردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني یا بحث و جدل بیهوده تبديل نكنيد، در این مسیر ممکن است طرف مقابل با ابراز نارضایتی و توجیه کردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل بکشد و در این جریان هدف اصلی فراموش شود و گفتگو به مسیر غلط کشیده شود. در اینجاست که شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

١١- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه­ای مورد انتقاد قرار دهیم که آن را قابل اصلاح و جبران نشان دهیم، افراط در انتقاد کردن می­تواند به جایی برسد که همه راهها را برای جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد و فرد مرتکب خطا از اصلاح خطای خود ناامید و مایوس شود.

١٢- برای متقاعد کردن خطا کار بودن طرف مقابل یا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداری کنید، مثلاً بکار بردن عباراتی مانند: «تو همیشه خطا میکنی»، «توهیچ وقت دقت نمیکنی» «تو آدم سهل انگاری هستی»، تأثیر گذاری انتقاد را به صفر می رساند.

1٣- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي­دانم که به من اين اجازه را مي­دهيد که در مورد… حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.

١٤- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد.

15- اگر نتيجه مثبت انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين و از اینکه به سخنان شما گوش کرده است تشکر كنيد.

 

 


 

برنامه كتابخواني قايق كاغذي

28 خرداد كتاب پينوكيو به همراه خانواده ها توسط يكي از مادران روخوني شد. بعد اين كتاب توسط بچه ها تصوير سازي شد.

کارهای اعضای تابستان 94

 نمایشگاه کارهای اعضای تابستانکارهای نفاشی اعضای کلاس هنری خانم ابراهیمیکارهای اعضای کلاس خوشنویسی خانم مظهرپورکارهای عکاسی و نفاشی روی سفال اعضای کلاس خانم پایندهکلاژ کتاب راز آواز توسط اعضای فعال تابستانکاردستی اعضای تابستانکلاژ کتاب یک قوری پر از قور توسط اعضای فعال تابستان

کارهای سفال اعضای کلاس هنریکارت سازی اعضا در تابستان

برنامه های هفته ملی کودک

                                        به نام خداوند آفریننده شادی ها

با سلام

دنیا با لبخند کودکان زیباست.

15 مهر چهارشنبه :

جشن اعضای دختر عادی مرکز :

( شیفت صبح 12 10 و بعد از ظهر 4 2 ) قرآن و سرود ، قصه گویی ، صحبت های میهمان روانشناس ، فعالیت قالی بافی ، مسابقه توپ ، کشیدن لبخند و کارگاه نقاشی

16 مهر پنج شنبه :

جشن اعضای پسر عادی مرکز : ( شیفت صبح 12 10 ) قرآن و سرود ، قصه گویی ، صحبت های روانشناس ، مسابقه توپ ، کشیدن لبخند و کارگاه نقاشی

19 مهر یکشنبه :

( شیفت صبح 12 10 ) دعوت از مدرسه پسرانه شهید خسروی گروه سنی ج

برنامه های اجرایی : قرآن ، سرود ، صحبت های همکاران اداره محیط زیست ، جمع آوری زباله و مسابقه

21 مهر سه شنبه  :

 ( شیفت صبح 12 10 ) دعوت از مدرسه پسرانه شهید خسروی گروه سنی ب

برنامه های اجرایی : قرآن و سرود ، مسابقه ، کارگاه سفال ، قصه گویی

شیفت بعد از ظهر 21 مهر روز سه شنبه  همایش کلاسهای هنری (30/14 الی 16)

عید سعید فطر بر کارمندان کانون و اعضا کانون مبارک باد

نغمه ریزید غیاب مه نو آخر شد
باده خرم عید است که در ساغر شد
روز عید است ، سوی میکده آیید به شکر
که ببخشند هر آنکس که در این دفتر شد . . .
عید سعید فطر  مبارک

دعاهای ماه مبارک رمضان

سلام 

همکاران و اعضای گرامی با آرزوی قبولی طاعات و عبادات

دعاي روز اول

خدايا روزه مرا در اين روز مانند روزه داران حقيقي قرار بده و اقامه نمازم را مانند نماز گزاران واقعي مقرر فرما و مرا از خواب غافلان،هوشيار و بيدار ساز و در اين روز جرم و گناهم را ببخش،اي خداي عالميان از زشتيهايم عفو فرما، اي عفو كننده از گناهكاران عالم.

دعاي روز دوم

خدايا مرا در اين روزبه رضا و خوشنوديت نزديك سازوازخشم وغضبت دور سازوبراي قرائت آيات قرآنت موفق گردان به حق رحمتت اي مهربان ترين مهربانان عالم.

دعاي روز سوم

خدايا در اين روز مرا هوش وبيداري نصيب فرما و از جهالت و كار باطل دور گردان واز هر خيري كه در اين روز نازل مي فرمايي،مرا نصيب بخش به حق جود و كرمت اي بخشش دار ترين عالم.

دعاي روز چهارم

خدايا مرا در اين روز براي اقامه نمازو انجام فرمانت قوت بخش و حلاوت و شيريني ذكرت را به من بچشان و براي اداي شكر خود به كرمت مهيا ساز ودر اين روز به حفظ و پرده پوشي،مرا از گناه محفوظ دار، اي بصير ترين بينايان عالم.

دعاي روز پنجم ماه مبارک رمضان

خدايا مرا در اين روز از توبه و استغفار كنندگان قرار ده و از بندگان صالح و مطيع خود مقرر فرما و دراين روز مرا از دوستان نزدیک درگاه خود قرار ده ؛ به حق لطف و مهربانیت اي مهربان ترين مهربانان عالم.

دعاي روز ششم

اي خدا مرا در اين روز به واسطه ارتكاب عصيانت خوار مساز و به ضرب تازيانه قهرت كيفر مكن واز موجبات خشم وغضبت دور گردان،به حق احسان و نعمتهاي تو به خلق اي منتهاي آرزوي مشتاقان.

دعاي روز هفتم

اي خدا مرا در اين روز بر روزه و اقامه نماز ياري كن و از لغزشها و گناهان دور سازو ذكردايم نصيبم فرما به حق توفيق بخشي خود اي رهنماي گمراهان عالم.

دعاي روز هشتم

اي خدا در اين روز مرا ترحم به يتيمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشارسلام در مسلمانان و مصاحبت نيكان نصيب فرما به حق انعامت اي پناه آرزومندان عالم.

 

 

دعاي روز نهم

اي خدا مرا نصيبي از رحمت خود عطا فرما وبا دلیل روشن خود هدايت فرما و پيشاني مرا بگير وبه سوي رضا و خشنودي كه جامع هر نعمت است سوق ده، به حق دوستي و محبتت اي آرزوي مشتاقان.

دعاي روز دهم

اي خدا مرا در اين روز از آنان كه بر تو توكل كنند و نزد تو خوشبختی و سعادت يابند واز مقربان درگاه تو باشند،قرار ده به حق احسانت، اي منتهاي آرزوي درخواست كنندگان.

دعاي روز يازدهم

اي خدا در اين روز،احسان و نيكويي را محبوب من و کفر را ناپسند من قرار ده و در اين روز خشم و آتش قهرت را بر من حرام گردان، به ياري خود اي فرياد رس فرياد خواهان.

دعاي روز دوازدهم

ای خدا در این روز مرا به زیور پوشش وعفت نفس بیارای و به جامعه قناعت و کفاف بپوشان و به کار عدل و انصاف بدار واز هرچه ترسانم،مرا ایمن ساز،به نگهبانی خود ای نگهدار و عصمت بخش خدا ترسان عالم.

 

 

دعای روز سیزدهم

ای خدا در این روز مرا از زشتی پاک ساز و بر حوادث خیر و شر،قضا وقدرت صبر و تحمل عطا کن و بر تقوی وپرهیز کاری و همنشینی با نیکوکاران موفق دار به یاری خود، ای مایه شادی و اطمینان خاطر مسکینان.

دعای روز چهاردهم

ای خدا در این روز مرا به لغزشهایم سرزنش نکن و پوزش خطاهایم را بپذیرومرا هدف تیر بلاها و آفت ها قرار مده به حق عزت و جلالت ای عزت بخش اهل اسلام.

دعای روز پانزدهم

ای خدا در این روزطاعت بندگان خاشع خود را نصیب من گردان صبر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما، به حق امان بخشی خود،ای ایمنی دلهای ترسان.

دعای روز شانزدهم

ای خدا در این روزمرا بر موافقت نیکان عالم موفق بدار واز دوستی با بدهای جهان دور گردان و مرا در بهشت منزل ده ،به حق معبودیت ای خدای عالمیان.

 

 

دعای روز هفدهم

ای خدا در این روز مرا به اعمال صالح راهنمایی کن و حاجتها و آرزوهایم برآورده ساز ای کسی که نیازمند به شرح و سوال بندگان نیستی، ای خدایی که به سرنوشت خلق آگاهی، درودمی فرستم بر محمد و آل محمد.

دعای روز هجدهم

ای خدا مرا در این روز برای برکات سحر ها بیدار ساز و دلم را به روشنی نور سحر منور گردان و مرا را برای آثار و برکات این روزمسخر فرما به حق نور خود ای روشنی بخش دلهای عارفان.

دعای روز نوزدهم

ای خدا در این روز بهره  مرااز برکات خود وافر گردان و به سوی خیرات راهم راسهل و آسان ساز و از حسنات مقبول آن مرا محروم مساز ای، راهنمای به سوی دین حق آشکار.

دعای روز بیستم

ای خدا در این روز به روی من درهای بهشت را بازکن و درهای آتش دوزخ راببند و مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما، ای فرود آورنده وقار وآرامش بر دلهای مومنان.

 

 

دعای روز بیست و یکم

ای خدا در این روز مرا به سوی رضا و خوشنودی خود راهنمایی کن و شیطان را بر من مسلط مگردان و بهشت را منزل و مقامم قرار ده، ای برآورنده حاجات در خواست کنندگان.

 

دعای روز بیست و دوم

ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت بگشا و بر من برکاتت را نازل فرما و بر موجبات رضا وخوشنودیت موفقم بدار و در وسط بهشت مرا مسکن ده ،ای پذیرنده  دعا.

 

دعای روز بیست و سوم

ای خدا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب و نقص پاک ساز و دلم رادرآزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش قرارده،ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران.

 

 

 

 

دعای روز بیست و چهارم

ای خدا در این روزاز تو درخواست می کنم آنچه را که رضای تو در اوست به تو پناه می برم ،از آنچه تورا ناپسند است ،از تو توفیق می خواهم که در این روز همه را به فرمان توباشم و هیچ نافرمانی نکنم ای عطا بخش سوال کنندگان.

 

دعای روز بیست و پنجم

ای خدا مرا در محبت دوستانت و دشمنی دشمنانت قرار ده ،در راه و روش به طریقه و سنت خاتم پیغمبرانت قرار بده، ای عصمت بخش دلهای پیغمبران.

 

دعای روز بیست و ششم

ای خدا در این روزتلاشم را بپذیر و گناهانم را در این روز ببخش، عملم را مقبول و عیبم را مستور گردان، ای بهترین شنوای دعای خلق.

 

 

 

 

دعای روز بیست و هفتم

ای خدا در این روز فضیلت لیلت القدر را نصیب من گردان و تمام امور و کارهای مشکل مراآسان گردان و عذرهایم رابپذیر و گناهم را محو و نابود ساز، ای رئوف و مهربان در حق صالحان.

 

دعای روز بیست وهشتم

ای خدا در این روز به اعمال نافله و مستحبات مرا بهره وافر عطا فرما و به حاضر آماده ساختن مسائل در حقم کرم فرما و مرابه سوی حضرتت نزدیک ساز، ای خدایی که اصرار بندگان تو را باز نخواهد داشت.

دعای روز بیست و نهم

ای خدا در این روز مرا به رحمت خود در پوشان و توفیق حفظ از گناهان روزی فرما و دلم را ازتاریکی ها پاک دار، ای خدای مهربان بر اهل ایمان.

 

دعای روز سی ام

ای خدا در این روز ،روزه مرا مقبول حضرتت قرار ده ،که پسند حضرتت و پسند رسولت گردد و فروع آن را به واسطه اصول آن محکم گردان به حق سید ما حضرت محمد (ص) و آل اطهارش و ستایش خدایی را که پروردگار عالمیان است.

التماس دعا

دعاهای ماه رمضان

سلام اعضا گرامی

می توانیم هر روز یک دعا بخوانیم و به یاد خدا باشیم .

دعاي روز اول ماه مبارک رمضان

خدايا روزه مرا در اين روز مانند روزه داران حقيقي قرار بده و اقامه نمازم را مانند نماز گزاران واقعي مقرر فرما و مرا از خواب غافلان،هوشيار و بيدار ساز و در اين روز جرم و گناهم را ببخش،اي خداي عالميان از زشتيهايم عفو فرما، اي عفو كننده از گناهكاران عالم.

دعاي روز دوم

خدايا مرا در اين روزبه رضا و خوشنوديت نزديك سازوازخشم وغضبت دور سازوبراي قرائت آيات قرآنت موفق گردان به حق رحمتت اي مهربان ترين مهربانان عالم.

دعاي روز سوم

خدايا در اين روز مرا هوش وبيداري نصيب فرما و از جهالت و كار باطل دور گردان واز هر خيري كه در اين روز نازل مي فرمايي،مرا نصيب بخش به حق جود و كرمت اي بخشش دار ترين عالم.

دعاي روز چهارم

خدايا مرا در اين روز براي اقامه نمازو انجام فرمانت قوت بخش و حلاوت و شيريني ذكرت را به من بچشان و براي اداي شكر خود به كرمت مهيا ساز ودر اين روز به حفظ و پرده پوشي،مرا از گناه محفوظ دار، اي بصير ترين بينايان عالم.

دعاي روز پنجم ماه مبارک رمضان

خدايا مرا در اين روز از توبه و استغفار كنندگان قرار ده و از بندگان صالح و مطيع خود مقرر فرما و دراين روز مرا از دوستان نزدیک درگاه خود قرار ده ؛ به حق لطف و مهربانیت اي مهربان ترين مهربانان عالم.

دعاي روز ششم

اي خدا مرا در اين روز به واسطه ارتكاب عصيانت خوار مساز و به ضرب تازيانه قهرت كيفر مكن واز موجبات خشم وغضبت دور گردان،به حق احسان و نعمتهاي تو به خلق اي منتهاي آرزوي مشتاقان.

دعاي روز هفتم

اي خدا مرا در اين روز بر روزه و اقامه نماز ياري كن و از لغزشها و گناهان دور سازو ذكردايم نصيبم فرما به حق توفيق بخشي خود اي رهنماي گمراهان عالم.

دعاي روز هشتم

اي خدا در اين روز مرا ترحم به يتيمان و اطعام به گرسنگان و افشاء و انتشارسلام در مسلمانان و مصاحبت نيكان نصيب فرما به حق انعامت اي پناه آرزومندان عالم.

 

 

دعاي روز نهم

اي خدا مرا نصيبي از رحمت خود عطا فرما وبا دلیل روشن خود هدايت فرما و پيشاني مرا بگير وبه سوي رضا و خشنودي كه جامع هر نعمت است سوق ده، به حق دوستي و محبتت اي آرزوي مشتاقان.

دعاي روز دهم

اي خدا مرا در اين روز از آنان كه بر تو توكل كنند و نزد تو خوشبختی و سعادت يابند واز مقربان درگاه تو باشند،قرار ده به حق احسانت، اي منتهاي آرزوي درخواست كنندگان.

دعاي روز يازدهم

اي خدا در اين روز،احسان و نيكويي را محبوب من و کفر را ناپسند من قرار ده و در اين روز خشم و آتش قهرت را بر من حرام گردان، به ياري خود اي فرياد رس فرياد خواهان.

دعاي روز دوازدهم

ای خدا در این روز مرا به زیور پوشش وعفت نفس بیارای و به جامعه قناعت و کفاف بپوشان و به کار عدل و انصاف بدار واز هرچه ترسانم،مرا ایمن ساز،به نگهبانی خود ای نگهدار و عصمت بخش خدا ترسان عالم.

 

 

دعای روز سیزدهم

ای خدا در این روز مرا از زشتی پاک ساز و بر حوادث خیر و شر،قضا وقدرت صبر و تحمل عطا کن و بر تقوی وپرهیز کاری و همنشینی با نیکوکاران موفق دار به یاری خود، ای مایه شادی و اطمینان خاطر مسکینان.

دعای روز چهاردهم

ای خدا در این روز مرا به لغزشهایم سرزنش نکن و پوزش خطاهایم را بپذیرومرا هدف تیر بلاها و آفت ها قرار مده به حق عزت و جلالت ای عزت بخش اهل اسلام.

دعای روز پانزدهم

ای خدا در این روزطاعت بندگان خاشع خود را نصیب من گردان صبر مردان فروتن خدا ترس را به من عطا فرما، به حق امان بخشی خود،ای ایمنی دلهای ترسان.

دعای روز شانزدهم

ای خدا در این روزمرا بر موافقت نیکان عالم موفق بدار واز دوستی با بدهای جهان دور گردان و مرا در بهشت منزل ده ،به حق معبودیت ای خدای عالمیان.

 

 

دعای روز هفدهم

ای خدا در این روز مرا به اعمال صالح راهنمایی کن و حاجتها و آرزوهایم برآورده ساز ای کسی که نیازمند به شرح و سوال بندگان نیستی، ای خدایی که به سرنوشت خلق آگاهی، درودمی فرستم بر محمد و آل محمد.

دعای روز هجدهم

ای خدا مرا در این روز برای برکات سحر ها بیدار ساز و دلم را به روشنی نور سحر منور گردان و مرا را برای آثار و برکات این روزمسخر فرما به حق نور خود ای روشنی بخش دلهای عارفان.

دعای روز نوزدهم

ای خدا در این روز بهره  مرااز برکات خود وافر گردان و به سوی خیرات راهم راسهل و آسان ساز و از حسنات مقبول آن مرا محروم مساز ای، راهنمای به سوی دین حق آشکار.

دعای روز بیستم

ای خدا در این روز به روی من درهای بهشت را بازکن و درهای آتش دوزخ راببند و مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما، ای فرود آورنده وقار وآرامش بر دلهای مومنان.

 

 

دعای روز بیست و یکم

ای خدا در این روز مرا به سوی رضا و خوشنودی خود راهنمایی کن و شیطان را بر من مسلط مگردان و بهشت را منزل و مقامم قرار ده، ای برآورنده حاجات در خواست کنندگان.

 

دعای روز بیست و دوم

ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت بگشا و بر من برکاتت را نازل فرما و بر موجبات رضا وخوشنودیت موفقم بدار و در وسط بهشت مرا مسکن ده ،ای پذیرنده  دعا.

 

دعای روز بیست و سوم

ای خدا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان و از هر عیب و نقص پاک ساز و دلم رادرآزمایش رتبه دلهای اهل تقوی بخش قرارده،ای پذیرنده عذر لغزشهای گناهکاران.

 

 

 

 

دعای روز بیست و چهارم

ای خدا در این روزاز تو درخواست می کنم آنچه را که رضای تو در اوست به تو پناه می برم ،از آنچه تورا ناپسند است ،از تو توفیق می خواهم که در این روز همه را به فرمان توباشم و هیچ نافرمانی نکنم ای عطا بخش سوال کنندگان.

 

دعای روز بیست و پنجم

ای خدا مرا در محبت دوستانت و دشمنی دشمنانت قرار ده ،در راه و روش به طریقه و سنت خاتم پیغمبرانت قرار بده، ای عصمت بخش دلهای پیغمبران.

 

دعای روز بیست و ششم

ای خدا در این روزتلاشم را بپذیر و گناهانم را در این روز ببخش، عملم را مقبول و عیبم را مستور گردان، ای بهترین شنوای دعای خلق.

 

 

 

 

دعای روز بیست و هفتم

ای خدا در این روز فضیلت لیلت القدر را نصیب من گردان و تمام امور و کارهای مشکل مراآسان گردان و عذرهایم رابپذیر و گناهم را محو و نابود ساز، ای رئوف و مهربان در حق صالحان.

 

دعای روز بیست وهشتم

ای خدا در این روز به اعمال نافله و مستحبات مرا بهره وافر عطا فرما و به حاضر آماده ساختن مسائل در حقم کرم فرما و مرابه سوی حضرتت نزدیک ساز، ای خدایی که اصرار بندگان تو را باز نخواهد داشت.

دعای روز بیست و نهم

ای خدا در این روز مرا به رحمت خود در پوشان و توفیق حفظ از گناهان روزی فرما و دلم را ازتاریکی ها پاک دار، ای خدای مهربان بر اهل ایمان.

 

دعای روز سی ام

ای خدا در این روز ،روزه مرا مقبول حضرتت قرار ده ،که پسند حضرتت و پسند رسولت گردد و فروع آن را به واسطه اصول آن محکم گردان به حق سید ما حضرت محمد (ص) و آل اطهارش و ستایش خدایی را که پروردگار عالمیان است.  التماس دعا

جشن دهه فجر 92

ورك شاپ خوشنويسي در روزبرگزاري جشن انقلاب

جشن دهه فجر

سخراني مدير در جشن انقلاب

جشنن دهه فجر

ورك شاپ نقاشي با موضوع انقلاب

حضور همكاران در جشن دهه فجر

سخراني مدير

مجري محترم مراسم دهه فجر

 

فعاليت هاي اعضا در روز جشن

فعاليت ورك شاپ خوشنويسي اعضا در روز جشن

چگونه انتقاد کنیم تا تاثیر گذار باشد؟

راه زندگی

روش صحیح انتقاد کردن از دیگران

یکی از عوامل موثر در روابط استاد ودانشجو  شیوه سوال کردن ،اعتراض کردن ، ایراد گرفتن و خلاصه اظهار نارضایتی  از گفتار یا رفتار است استادی قصد دارد از نحو حضور دانشجو در کلاس ، صحبت کردن سرکلاس سوال کردن یا طرز تفکر اشتباه دانشجو، ایراد بگیرد یا اشکال گفتاری ورفتاری او را اصلاح کند،ویا برعکس دانشجویی می خواهد از نحوه تدریس استاد ،نحوه نمره دادن ویا رد کردن نظر استاد،ایراد بگیرد

توانایی بر این کار نیازمند مهارت خاصی است که بتوانیم فرد را متوجه اشتباهش نماییم بدون آنکه او را ناراحت کنیم در غیر این صورت وقتی کسی از ما انتقاد می­کند آزرده می­شویم وقتی هم که قصد داریم از کسی انتقاد کنیم از ترس اینکه طرف مقابل از ما ازرده شود از انتقاد کردن وحتی امربه معروف و نهی از منکر منصرف می­شویم در حالیکه پیشرفت هر انسانی در سایه نقد شدن ونقد کردن و بقا و ثبات زندگی اجتماعی با امر به معروف و نهی از منکر است.

 در اینجا آگاهی از شیوه های انتقاد و ایراد گرفتن ضروری به نظر می آید زیرا در بسیاری از موارد ناآگاهی از این شیوه ها باعث سوئ تفاهم ودر نهایت منجر به بحث وجدل بیهوده، نارضایتی و کینه ونفرت می شود

 کلمه انتقاد از ریشه نقد کردن و در فارسی معادل آشکار و پدیدار کردن است. در اصطلاح این کلمه چندین کاربرد دارد. معنای مشهور و متداول آن در بین عامه مردم ایراد و اشکال گرفتن به گفتار و رفتار دیگران. مردم معمولاً‌ تمايل دارند انتقاد را به شكل منفي به كار برند و تعبير و تفسير كنند و يا به دليل منفي بودنش از انتقاد كردن خود داري نمايند. اگر چند نفر را به طور اتفاقي انتخاب كنيد و از آنان بپرسيد «معني انتقاد چيست؟» به احتمال زياد خواهند گفت: «انتقاد اظهار نظري است مخرب، تحقير‌كننده يا خصومت‌آميز كه هدفش عيبجويي است. در انتقادهاي متداول، انتقاد كننده معمولاً به شكلي غيرمنصفانه فقط روي نقاط ضعف انگشت مي‌گذارد.

اما در معنای علمی انتقاد، یعنی آشکار کردن و بازگو کردن زوایا و نکات مهم در یک سخن یا نوشتار یا رفتار. به تعبیر دیگر انتقاد عبارت است از انتقال اطلاعات به ديگران به نحوي كه افراد مورد انتقاد بتوانند آن را در جهت مصالح خود به كار برند و يا انتقاد وسيله اي است براي تشويق و افزايش رشد فردي و روابط اجتماعي.

 آنچه که معمولاً ازکلمه انتقاد کردن رایج است، بیشتر به معنای نقاط ضعف و عیب یک موضوع را بیان کردن است. به طور کلی نویسندگان و اهل قلم نقد و انتقاد را به سه صورت تعبیر کرده اند:

١- بیان نقاط قوت، خوب و زیبای یک موضوع و نپرداختن به اشکالات و معایب آن

٢- بیان نقاط ضعف، بد و زشت یک موضوع بدون پرداختن به محاسن و جنبه­های مثبت آن

٣- بیان نقاط قوت و ضعف یک موضوع به قصد اصلاح اشکالات و معایب آن

مهمترین هدف در نقد و انتقاد اصلاح کردن است ، انتقاد زمانی ارزش دارد که بوسیله آن بتوانیم گفتار و رفتار کسی را اصلاح کنیم. انتقاد شنیدن ذاتاً تلخ و گزنده است و مانند داروی تلخی است که به مذاق شخص ناگوار و از طرف دیگر لازم و ضروری است. از زاویه دیگر انتقاد کردن آسان و انتقاد شنیدن سخت است، ولی اگر دقت کنیم انتقاد صحیح کردن نیز سخت است و نیاز به مهارتهای خاصی دارد که اگر افراد این مهارتها را ندانند، عملاً انتقاد آنها نه تنها اثر سازنده ندارد، بلکه باعث موضع گرفتن، کینه و دشمنی بین افراد می­شود.

بخش زیادی از کدورت­ها و نارضایتی بین افراد خانواده، دوستان، همکاران و همسایگان ناشی از ایراد و انتقادی است که از یکدیگر می­گیرند، در حالی که اگر افراد شیوه درست انتقاد و ایراد گرفتن را بدانند، این کدورت­ها و دشمنی­ها بوجود نمی­آید. اگر بپذیریم شنیدن انتقاد مانند خوردن داروی تلخ است، آنگاه باید همان کاری را کرد که داروسازان می­کنند، داروسازان داروهای تلخ را در لایه­ای از مواد شیرین قرار می­دهند تا تلخی آن کمتر در کام بیمار ریخته شده و اثرگذار شود.

در این مقاله ما سعی داریم پاره­ای از مهمترین شرایط تاثیرگذار در یک انتقاد را بازگو کنیم.  یک انتقاد صحیح بایستی شرایط زیر را داشته باشد تا بتواند ضمن آنکه تأثیر گذار است، سبب ناراحتی و نارضایتی طرف مقابل هم نشود :

١- قبل از انتقاد کردن و بیان اشکالات گفتار و رفتار طرف مقابل، ابتدا مختصری از محاسن، خوبیها و توانمندیهای او سخن بگوئید، این کار باعث می­شود فرد احساس کند شما دوست او هستید و دشمنی ندارید. و در نتیجه حاضر به شنیدن سخن شما خواهد بود .

٢- مختصری از زمان­هایی که خودتان خطا یا اشتباهی کرده­اید سخن بگوئید تا طرف مقابل احساس نکند قصد شما از انتقاد کردن اثبات برتری خود و ضعف طرف مقابل است. سخن گفتن از اشتباهات خود زمینه پذیرش را در طرف مقابل ایجاد می­کند.

3- وقتی می­خواهید خطا و اشکال طرف مقابل را بگوئید دقت کنید، خطا و اشتباه را بطور مستقیم بازگو نکنید، بلکه این کار را غیر مستقیم انجام دهید. مثلاً بصورت سؤال مطرح کنیم که آیا از نظر شما این سخن یا عمل چگونه است؛ خوب یا بد؟

4- موضوعی را که می خواهید از آن انتقاد کنید تا حدامكان واضح و مشخص بيان كنيد.

٥- اجازه ندهيد گفته­هايتان از احساسات منفي شما رنگ بگيرد. مواظب باشيد صدايتان بلند و لحن كلامتان خشن و طعنه‌آميز نباشد.

٦- در مرحله چهارم مستقیم دستور ندهیم و برای اصلاح سخن یا رفتار مورد نقد به صورت دستوری تحکم نکنیم، بلکه سخن یا رفتار درست را پیشنهاد بدهیم.

٧- خیلی دقت کنید هنگام انتقاد کردن و ایراد گرفتن، موضوع و سخن معیوب را مورد انتقاد قرار دهید و از بد بودن آن سخن بگوئید و هیچگاه صفت بد یا زشت یا غلط را به شخصیت خود فرد نسبت ندهید، در واقع کار بد و ناشایست را سرزنش کنید نه شخصیت خود فرد را.

٨- واضح و شمرده سخن بگوييد، به طوري كه طرف مقابل انتقاد شما و دليل مطرح كردن آن را بفهمد.

٩- اطمينان حاصل كنيد كه اعمال و رفتاري را كه مورد انتقاد قرار مي‌دهيد، قابل تغيير است. در غير اين‌صورت از انتقاد صرف‌نظر كنيد.

١٠- حساس باشید که هنگام انتقاد کردن هدف خود را گم نکنید هدف تأثیر گذاری و اصلاح کردن است. پس موضوع را كش ندهيد و انتقاد را به سخنراني یا بحث و جدل بیهوده تبديل نكنيد، در این مسیر ممکن است طرف مقابل با ابراز نارضایتی و توجیه کردن سخن خود ناخودآگاه ما را به موضع جدل بکشد و در این جریان هدف اصلی فراموش شود و گفتگو به مسیر غلط کشیده شود. در اینجاست که شنونده بي‌حوصله مي‌شود و توجهي به آن نمي‌كند.

١١- خطا و اشتباه طرف مقابل را بگونه­ای مورد انتقاد قرار دهیم که آن را قابل اصلاح و جبران نشان دهیم، افراط در انتقاد کردن می­تواند به جایی برسد که همه راهها را برای جبران خطا و اشتباه مسدود نشان دهد و فرد مرتکب خطا از اصلاح خطای خود ناامید و مایوس شود.

١٢- برای متقاعد کردن خطا کار بودن طرف مقابل یا غلط بودن سخن و رفتار او از برچسب زدن به او خودداری کنید، مثلاً بکار بردن عباراتی مانند: «تو همیشه خطا میکنی»، «توهیچ وقت دقت نمیکنی» «تو آدم سهل انگاری هستی»، تأثیر گذاری انتقاد را به صفر می رساند.

1٣- بكوشيد با پيش‌بيني واكنش‌هاي منفي شخصي كه مورد انتقاد قرار مي‌‌گيرد، از بروز آن جلوگيري كنيد. جملاتي مانند: «مي­دانم که به من اين اجازه را مي­دهيد که در مورد… حرف بزنم، چون معتقدم كه براي شما مفيد خواهد بود». در كاهش واكنش‌هاي منفي مؤثر مي‌باشد.

١٤- از ژست‌هاي خشم‌آلود، مانند گره كردن دست، اخم كردن، گره به ابرو انداختن و نظاير آن بپرهيزيد.

15- اگر نتيجه مثبت انتقاد خود را در رفتار انتقاد شونده مشاهده نموديد، وي را تحسين و از اینکه به سخنان شما گوش کرده است تشکر كنيد.

 

 

عملیات کربلای 5

عملیات کربلای 5، نمایش ایمان و فداکاری بود

عمليات‌ كربلاي‌5 كه‌ با رمز «يا زهرا(سلام‌ الله‌ عليها)» آغاز شد،‌ تا پايان‌ سال‌1365 ادامه‌ يافت‌ و به‌ لحاظ‌ مقاومت‌ و جنگندگي‌ نيروهاي‌ ايران‌ در شرايط‌ بسيار مشكل‌ و پيچيدگي‌ دژهاي‌ مستحكم‌ دشمن، يكي‌ از بزرگترين‌ نبردهاي‌ همه دوران‌ جنگ‌ تحميلي‌ به شمار می‌رود.

رزمندگان‌ سپاه‌ اسلام‌ براي‌ آزاد سازي‌ مناطق‌ تحت‌ اشغال‌و دفع‌ تجاوز دشمن‌ و به‌ منظور دستيابي‌ به‌ اهداف‌ والاي‌ خود، اقدام ‌به‌ انجام‌ عمليات‌ كربلاي‌ پنج‌ کردند. اين‌ عمليات‌ در تاريخ‌ نوزدهم‌ دي‌ ماه‌ 1365 با رمز مبارك‌ يازهرا(ع) در منطقه شلمچه‌ و شرق بصره‌ آغاز مي‌شود.
به گزارش خبرنگار «تابناک»، عمليات‌ كربلاي‌5 كه‌ در ساعت‌1 و30 دقيقه‌ بامداد19 دي‌ ماه‌1365 با رمز «يا زهرا(سلام‌ الله‌ عليها)» آغاز شد، تا اندازه‌اي‌ انتظارات‌ مردم‌ را برآورده‌ ساخت. اين‌ عمليات‌ تا پايان‌ سال‌1365 ادامه‌ يافت‌ و به‌ لحاظ‌ مقاومت‌ و جنگندگي‌ نيروهاي‌ ايران‌ در شرايط‌ بسيار مشكل‌ و پيچيدگي‌ دژهاي‌ مستحكم‌ دشمن، يكي‌ از بزرگترين‌ نبردهاي‌ همه  دوران‌ جنگ‌ تحميلي‌ به شمار می‌رود مي‌شود. منطقه‌ عمومي‌ شرق، به دلیل اهميت‌ سياسي‌ و نظامي‌ آن، همواره‌ جايگاهي‌ قابل‌ توجه‌ در انديشه‌ طراحان‌ جنگ‌ داشته‌ است.
پس‌ از فتح‌ خرمشهر، تسلط‌ بر شلمچه‌ به‌ عنوان‌ يكي‌ از گذرگاه‌های وصولي‌ شهر بصره، در زمره‌ اهداف‌ قواي‌ نظامي‌ ايران‌ قرار گرفت‌ و عمليات‌ كربلاي‌ پنج،‌ بهترين‌ موقعيت‌ براي‌ عملي‌ ساختن‌ اين‌ ايده‌ بود. پيشروي‌ سريع‌ نيروها از سيل‌بند و مواضع‌ دشمن‌ در شرق‌ «كانال‌ ماهي» بسته‌ و سپس‌ عبور از اين‌ كانال‌ و توسعه‌ وضعيت‌ نيروهاي‌ خودي، نشانگر غافلگيري‌ دشمن‌ در اين‌ محور بود. اخبار و اطلاعات‌ رسیده نيز حكايت‌ از وضعيت‌ نسبتا مناسب‌ و خوب‌ نيروها مي‌كرد. ادامه‌ اين‌ تلاش‌ها در روز نخست‌ منجر به‌ تصرف‌ مثلث‌ غرب‌ «كانال‌ زوجي» شد.

همچنين‌ در محور «پنج‌ ضلعي»، تلاش‌ دشمن‌ منحصرا مقاومت‌ در يك‌ قرارگاه‌ فرماندهي‌ تيپ‌ بود و نيروهاي‌ رزمنده‌ و زرهي‌ سپاه، توانستند بيشتر پايگاه‌هاي‌ موجود در اين‌ محور را به‌ تصرف‌ خود درآورند. درگيري‌ در جزيره‌ «بوارين» در ساعات‌ نخستين‌ عمليات، بيشتر بدين‌ منظور بود كه‌ دشمن‌ احساس‌ كند، در سراسر خط‌ درگيري‌ هست و فرصت‌ تمركز نيرو را نداشته‌ باشد.
همچنين‌ در پاسگاه‌ «بوبيان» كه‌ جناح‌ راست‌ عمليات‌ بود، رزمندگان‌ توانستند آن‌ را به‌ تصرف‌ خود درآورند. در روزهاي‌ بعد، پاتك‌هاي‌ سنگين‌ دشمن‌ در منطقه‌ از محورهاي‌ گوناگون آغاز شد و از طرفي‌ عمليات‌ و درگيري‌ نيروهاي‌ خودي‌ نيز ادامه‌ پيدا كرد. در مجموع، مقاومت‌ و ايستادگي‌ نيروها زير آتش‌ شديد دشمن، با وجود كمبود مهمات‌ و بسته‌ شدن‌ چند راه‌ تداركاتي‌ و كمك‌ رساني، بي‌نظير بود.



تبریک ماه ربیع الاول

ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیبایى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن به خود ندیده است . چرا كه او داناترین مخلوقات خداوند و برترین آنها و سرورشان و نزدیكترین آنها به خداوند و فرمانبردارترین آنها از او و محبوبترینشان نزد او مى باشد، این روز نیز برتر از سایر روزهاست . و گویا روزى است كه كاملترین هدیه ها، بزرگترین بخشش ها، شاملترین رحمتها، برترین بركتها، زیباترین نورها و مخفى ترین اسرار در آن پى ریزى شده است .
پس بر انسان مسلمان كه برترى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) را قبول داشته و مراقب رفتار با مولایش مى باشد واجب است در این ماه به شکرانه ارازنی شدن آن نعمت بزرگ به عبادتی از سر شور و اشتیاق بپردازد،گرچه عبادات شبانه روزی عالمیان هرگز در خور چنین نعمتی نخواهد بود اما "آنچه سعی است ما در طلبش بنماییم".
 مهمترین اعمال این ماه
شب اوّل:
این شب به نام «لیلة المبیت» مزیّن است، در این شب یک حادثه مهمّ تاریخى واقع شد و آن این که در سال سیزدهم بعثت، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از مکّه به قصد هجرت به سوى مدینه، از شهر خارج شد و در «غار ثور» پنهان گردید و امیر مۆمنان على(علیه السلام) براى اغفال دشمنان، فداکارانه در بستر رسول خدا(صلى الله علیه وآله) خوابید
آیه شریفه «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِى نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّهِ وَ اللّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبادِ ؛ بعضى از مردمِ (با ایمان و فداکار) جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است»(1) در حقّ آن حضرت نازل شد.(2)
سال هجرت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مبدأ تاریخ مسلمانان است و تحوّلى عظیم در جهان اسلام روى داد.
1- روزه گرفتن به شكرانه سلامتی پیامبر اعظم و امیرمۆمنان از گزند كفار و مشركان در اول ربیع‏الاول.
2- خواندن زیارت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و علی (علیه السلام) در این روز.

صبح صادق ندمد تا شب يلدا نرود ...

مربيان مركز 2 كرجيك عكس يادگاريخواندن سرود ملي در جشن يلداقصه گويي اولياقصه گويي مربيمسابقه اعضا در جشن يلدالبوي داغمشاعرهحافظ خوانياهداي لوح تقديردیر زمانی است كه مردمان ایرانی و بسیاری از جوامع دیگر، در آغاز فصل زمستان مراسمی‌ را برپا می‌دارند كه در میان اقوام گوناگون، نام‌ها و انگیزه‌های متفاوتی دارد. در ایران و سرزمین‌های هم‌فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند كه همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق كامل آن با تقویم طبیعی جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های ایرانی، ریشه در رویدادی كیهانی دارد.

خورشید در حركت سالانه خود، در آخر پاییز به پایین‌ترین نقطه افق جنوب شرقی می‌رسد كه موجب كوتاه شدن طول روز و افزایش زمان تاریكی شب می‌شود. اما از آغاز زمستان یا انقلاب زمستانی، خورشید دگرباره بسوی شمال شرقی باز می‌گردد كه نتیجه آن افزایش روشنایی روز و كاهش شب است. به عبارت دیگر، در شش‌ماهه آغاز تابستان تا آغاز زمستان، در هر شبانه‌روز خورشید اندكی پایین‌تر از محل پیشین خود در افق طلوع می‌كند تا در نهایت در آغاز زمستان به پایین‌ترین حد جنوبی خود با فاصله 5/23 درجه از شرق یا نقطه اعتدالین برسد. از این روز به بعد، مسیر جابجایی‌های طلوع خورشید معكوس شده و مجدداً بسوی بالا و نقطه انقلاب تابستانی باز می‌‌گردد. آغاز بازگردیدن خورشید بسوی شمال‌شرقی و افزایش طول روز، در اندیشه و باورهای مردم باستان به عنوان زمان زایش یا تولد دیگرباره خورشید دانسته می‌شد و آنرا گرامی ‌و فرخنده می‌داشتند. 

در گذشته، آیین‌هایی در این هنگام برگزار می‌شده است كه یكی از آنها جشنی شبانه و بیداری تا بامداد و تماشای طلوع خورشید تازه متولد شده، بوده است. جشنی كه از لازمه‌های آن، حضور كهنسالان و بزرگان خانواده، به نماد كهنسالی خورشید در پایان پاییز بوده است، و همچنین خوراكی‌های فراوان برای بیداری درازمدت كه همچون انار و هندوانه و سنجد، به رنگ سرخ خورشید باشند.

ما همكاران مركز 2 كرج به همراه اعضاي خود و به پاس داشت اين آيين كهن روز پنج شنبه 28/9گرد هم آمديم و با برگزاري نشستي صميميانه به مرور آداب و رسوم رايج در اين شب پرداختيم و قصه اي گوش كرديم و با خوردن لبوي داغ  آماده استقبال از زمستان پر بركت شديم . 

برنامه هاي اجرا شده در نشست :

1-قرآن                                                                             6 . شعر خواني  و مشاعره

2 . سرود ملي                                                                 7. فال حافظ

3 . داستان يلدا                                                              8 . پذيرايي با لبوي داغ و پف فيل و آجيل و شيريني و ميوه (هندوانه،انار،نارنگي).............

4. قصه گويي مربي به نام كلوچه شب چله  و اوليا

5.مسابقه هندوانه خوري

حضور آقای جمال الدین اکرمی نویسنده ی کودک و نوجوان

كو كو ، كو كو !


دل به دريا كه بزني صداي فاخته تنها را مي شنوي؛صدايي كه گاه دختركي نا بينا در دور دست مي شنود و هم آواز او نغمه اي غم انگيز مي سرايد.

صدايي به آرامش پر كشيدن پرنده اي مهاجر كه حالا نامه اي به پاي بسته است ، نامه اي كه دعوت مي كند از نويسنده يك دريا وا‍ژه هاي قشنگ و كودكانه ،كه گل دوستي را به دنياي پسركان و دختركان اين ديار هديه داده است.

نامه، نامه اي ساده و صميمي است ؛آقاي جمال الدين اكرمي به خانه ما كودكان و نوجوانان كرج بيا  تا قصه هايت را از زبان خودتان بشنويم.

دعوت از آقاي جمال الدين اكرمي

سلام آقاي اكرمي 

مركز 2 كرج از شما دعوت مي نمايد تا 16 آبان با اعضاي كتابخانه يك نشستي داشته باشيد و بچه ها با ديدن شما به خواندن كتاب بيشتر علاقه مند بشوند. ما در مورد شما اين قدر اطلاعات داريم:

جمال‌الدین اکرمی متولد سال 1336 از ابتدا به کارهای هنری علاقه‌مند بود. نقاشی را با کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شروع کرد و سال 55 بود که به عنوان مربی نقاشی کانون در شهرهای گیلان و اصفهان مشغول به کار شد.

خود درباره آن روزگار می‌گوید: چهار، پنج سال مربی کانون بودم و از سال 64 در همکاری با آقای رضا روحانی، مدیر وقت واحد تولید کانون، سرگرمی‌های سازنده را راه انداختیم. «مجموعه دوباره نگاه کن» از مهم‌ترین دستاوردهای آن سال‌هاست و با کمک سنگ‌ها‌ و برگ‌ها، به بچه‌ها می‌آموختیم که چگونه می‌توان با دوباره نگاه کردن از پیش پاافتاده‌ترین چیزها، زیباترین‌ها را آفرید.

اکرمی مدتی نیز به عنوان مدرس هنر نقاشی در کنار مربیان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به تقسیم کردن تجربه‌های کاری خود پرداخته است. او به شدت بر این باور است که در کارهای گروهی تجربه‌هایی نهفته است که باید این تجربه‌ها را با نکته‌های تربیتی و آموزشی پیوند زد.

کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان یگانه مأوای دوست‌داشتنی اکرمی نبود. از کیهان بچه‌ها می‌گوید و از پاتوقی که در هم‌نشینی با افرادی چون شکوه قاسم‌نیا، جعفر ابراهیمی‌، اسدالله شعبانی و... آن را تجربه کرده است.

اولین کارهای تألیفی جمال‌الدین اکرمی سال‌ 67 به چاپ رسید. طبع روان او باعث شد تا نخستین کارهایش به مجموعه اشعارش اختصاص پیدا کند. «اسب سفید چوبی» و «آهای آهای بهاره» عنوان اولین مجموعه‌ شعرهای این شاعر و نویسنده است؛ شعرهایی که عمدتا ویژه کودکان پیش‌دبستانی سروده شده‌اند. اولین داستان‌هایش را با فاصله‌ای کوتاه و آن‌چنان که خود می‌گوید در همکاری با طاهباز به چاپ رساند. «گل دوستی»، «فاخته تنها‌» و مجموعه «کمی با هم بخندیم» در زمره این آثار است.

او درباره مجموعه «کمی با هم بخندیم» می‌گوید: در آن زمان نوشته‌های طنز چندان در جامعه شکل نگرفته بود. من با ترجمه این کتاب از ملل مختلف که با شخصیت‌هایی مشابه ملانصرالدین همراه بود، کودکان را به خندیدن دعوت کردم. تجربه خوبی بود و از این کتاب به شدت استقبال شد. امروز اکرمی پس از تجربه در کارهای تصویرگری، سرایش شعر ‌، تألیف کتاب و ترجمه به سراغ پژوهش رفته است؛ پژوهش‌هایی که از آن‌ها با عنوان سنگین و نفس‌بر یاد می‌کند. اولین کتاب پژوهشی او با عنوان کودک و تصویر (1) سال 83 توسط نشر مدرسه راهی بازار شد و دومین کتاب از همین مجموعه در سال 90 با همت انتشارات سروش به بازار کتاب راه پیدا کرد.

می‌گوید: این کتاب‌ها منابع خوبی برای دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد است و ما در حوزه تألیف کتاب‌های منبع تصویرسازی کارهای کمی انجام داده‌ایم..

او در حال حاضر کتاب دیگری را از این مجموعه با عنوان «کودک و تصویر» (3) که به معرفی‌ چهره‌های درخشان تصویرگری در ایران از دوره چاپ سنگی تا کنون می‌پردازد، در دست نگارش دارد..

اکرمی در 55سالگی همچنان از آرزوهایش می‌گوید، از این که باید نوشت، خواند و تصویر کرد. مهم‌ترین آرزویش راه‌اندازی مجدد جشنواره تصویرگری کتاب‌های درسی است؛ جشنواره‌ای که سه دوره برگزار شد و به یک‌باره خاموش شده است.

 

روز جهاني كودك مبارك

پيمان جهاني حقوق كودك بر اساس نيازهاي كودكان كه ناشي از ضرورت هاي زير است , تدوين شده است :

1.اهميت دوران كودكي

دوران كودكي در رشد و پرورش كودكان اهميت ويژه اي دارد , در واقع پايه و اساس رشد جسمي , ذهني , عاطفي و اجتماعي كودكان در اين سال ها شكل مي گيرد . از اين رو توجه به اين دوران از راه وضع قوانين مناسب براي كودكان و تلاش در راه بهتر كردن زندگي آنان , امري ضروري است .

2آسيب پذيري كودكان

كودكان به علت شرايط سني خود آسيب پذيرند و نياز به حمايت و مراقبت بزرگترها دارند . آسيب پذيري كودكان ايجاب مي كند كه با وضع قوا نين مناسب و حمايت و مراقبت لازم از آنان , رشد و سلامت جسم و روان آنان را تامين كنيم .

3. تفاوت كودكان با بزرگسالان

ضرورت قوانين خاص براي كودكان از اين اصل اساسي روان شناسي ناشي مي شود كه كودكان نه تنها از نظر كميت , بلكه از نظر كيفيت با بزرگسالان تفاوت هاي اساسي دارند و خواست ها , نيازها و ويژگي هاي خود را دارند . بنابراين از نظر حقوقي نيز , نياز به قوانين خاصي دارند كه يا بزرگسالان متفاوت است.

 

 

 

 

با پيمان جهاني کودک آشنا شويم

پيمان جهاني حقوق كودك يك پيمان نامه بين المللي است كه براي دفاع و حمايت ازحقوق كودكان تهيه شده است.اين پيمان پس ازده سال گفت وگوبين كشورهاي عضو سازمان ملل درسال 1989ميلادي تدوين گرديدودرسال1990به مرحله اجرا درآمد .درحال حاضراز193 كشورجهان, 191 كشور به اين پيمان ملحق شده وخودرا ملزم به اجراي آن  مفاد نموده اند.جمهوري اسلامي ايران درسال1373به صورت مشروط به پيمان حقوق كودك ملحق گرديده است.پيمان جهاني كودك داراي يك مقدمه و 54 ماده است كه ماده آن حقوق كودك رامطرح مي سازدو13ماده آن درباره چگونگي اجراي آن در هر كشور است .

http://www.emdadgar.com/special/peyamankodak/baby.jpgاين پيمان بطوركلي چهارزمينه اصلي را در ارتباط باكودكان مورد توجه قرار مي دهد كه عبارتنداز:  

  بقا , رشد , حمايت و مشاركت

 

 

مواد پيمان نامه حقوق كودك به اختصار عبارتند :

ماده1:تعريف كودك

كودك كسي است كه سن او كمتر از 18 سال باشد مگر اينكه براساس قانون قابل اعمال, سن قانوني   كمتر تعيين شده باشد.

ماده2:منع تبعيض

حقوق اين پيمان بدون استثنا متعلق به همه كودكان است و دولت ها بايد كودكان را دربرابر هر نوع تبعيض, حمايت كنند.

ماده3:منافع كودك

در هر اقدامي بايد منافع عاليه كودك مورد توجه قرار گيرد در صورتي كه والدين يا سرپرستان كودك در اين زمينه كوتاهي كنند,دولت ها

بايد حمايت و مراقبت لازم را از كودكان به عمل اورد. 

ماده4:تحقق حقوق كودكان

دولت ها بايد در اجراي پيمان حقوق كودك بيشترين تلاش خود را به كار ببندند.

ماده5:سرپرستي والدين

دولت ها بايد حقوق و مسئوليت هاي والدين يا كسي كه سرپرستي كودك به عهده او مي باشد را در ارتباط با پرورش كودك, محترم بشمارد.

ماده6:بقا و پيشرفت

هر كودك داراي حق طبيعي زندگي است و دولت ها بايد زندگي ,بقا و رشد كودك را تضمين كنند.

ماده7:نام و مليت

هر كودك حق دارد از نام و مليت مشخص , برخوردارشود.  

ماده8:هويت كودك

  دولت ها بايد ازهويت كودك كه شامل نام, مليت و پيوند هاي خانوادگي او مي شود ,حمايت كنند.

 ماده9:جدايي از والدين

كودك حق دارد كه با والدين خود زندگي كند و نمي توان او را به اجبار از پدر و مادر خود جدا كرد مگر اينكه اين امر, به سود او باشد.

ماده10:پيوستن به خانواده

كودكان و والدين ان هاحق دارند به منظور ملحق شدن به يكديگر كشوري را ترك يا دوباره به كشور خود بازگردند.

ماده11:منع انتقال غيرقانوني كودك

دولت ها بايد ازانتقال غيرقانوني كودكان بوسيله والدين يا افراد ديگر به ساير كشورها ممانعت كنند.

ماده12:ازادي عقيده كودك

كودك حق دارد در مواردي كه به زندگي وي مربوط مي شود , ازادانه عقيده خود را بيان كند.

ماده13:ازادي بيان كودك

 كودك حق دارد عقايد خود را بيان كند و بدون توجه به مرزها كسب اطلاعات نمايد.

ماده 14:ازادي انديشه و مذهب

دولت ها بايد ازادي انديشه و مذهب كودك و حق هدايت كودك توسط والدين خود را محترم بشمارند.

ماده15:ازادي اجتماعي

كودكان حق دارند كه با يكديگر ارتباط داشته و تشكيل اجتماعات دهند.

ماده16:حفظ حريم كودك

امورخصوصي, خانوادگي و مكاتبات كودكان بايد در برابر هرنوع دخالت, بي حرمتي و افترا, محافظت شود.

ماده17:دسترسي به اطلاعات مناسب

دولت ها بايد امكان دسترسي كودكان به اطلاعات مناسب را تضمين كنند و در حمايت  انان در برابر اطلاعات زيان آور,بكوشند.

   ماده18:مسئوليت والدين 

والدين در رشد و پرورش كودكان مسئوليت مشترك دارند و دولت ها بايد در اين امر به انان كمك كنند .

ماده19:منع بد رفتاري با كودك

دولت ها موظف هستند كودك را از هر نوع بد رفتاري والدين يا سرپرستان ديگر محافظت كنند و براي جلوگيري از هر نوع سوئ استفاده از كودك, اقدامات مناسب اجتماعي را انجام دهند.

ماده20:كودكان بي سرپرست

دولت ها بايد به كودكان محروم از خانواده كمك كنند و جايگزين مناسبي براي انان تعيين نمايند .

ماده21:فرزندخواندگي

دركشورهايي كه نظام فرزندخواندگي وجود دارد,اين امر بايد با توجه به منافع عاليه كودك و با كمك مقامات ذيصلاح,انجام گيرد .

ماده22:كودكان پناهنده

دولت ها بايد با همكاري سازمان هاي ذيصلاح,كودكان پناهنده يا پناهجو را مورد حمايت قرار دهند .

 

ماده23:كودكان معلول

كودكان معلول براي برخورداري از يك زندگي مناسب, به اموزش,پرورش و مراقبت ويژه نياز دارند.

ماده24:خدمات بهداشتي

كودكان حق دارند از بالاترين سطح بهداشت و خدمات پزشكي برخوردار شوند. دولت ها بايد برگسترش و مراقبت ها و اموزش هاي همگاني بهداشتي, توجه خاص مبذول دارند .

ماده25:بررسي موقعيت كودك

وضع كودكي كه از طرف دولت به افراد يا خانواده ها سپرده مي شود, بايد مورد ارزيابي منظم قرار گيرد.

ماده26:تامين اجتماعي

هر كودك حق دارد از تامين اجتماعي از جمله بيمه اجتماعي برخوردار شود.

ماده27:سطح زندگي

هر كودك حق دارد از سطح زندگي برخوردار شود كه رشد جسمي, ذهني, رواني و اجتماعي او را تامين كند.

ماده28:اموزش و پرورش

برخورداري از اموزش و پرورش حق هر كودك است و دولت ها بايد امكان اموزش ابتدايي رايگان و اجباري را براي همگان فراهم اوردند.

ماده29:اموزش ارزش ها

هدف اموزش و پرورش بايد رشد شخصيت و توانايي هاي كودك به كاملترين صورت باشد و كودك را براي يك زندگي فعال در يك جامعه اماده سازد .

ماده30:كودكان اقليت هاي قومي و مذهبي

كودكان اقليت هاي قومي و مذهبي حق برخورداري از فرهنگ خود و انجام اعمال مذهبي و تكلم به زبان خويش را دارا هستند .

ماده31:بازي و فعاليت هاي فرهنگي

كودك حق بازي, تفريح و مشاركت در فعاليت هاي فرهنگي و هنري را دارد .

ماده32:كار كودكان

كودك بايد در برابر هر كاري كه رشد و سلامت او را تهديد مي كند , حمايت شود . دولت ها بايد حداقل سن كار وشرايط كار كودكان را مشخص كنند .

ماده33:مواد مخدر

كودكان بايد در مقابل استفاده از مواد مخدر و شركت در توليد و توزيع ان, حمايت شوند .

ماده34:سوء استفاده جنسي

دولت ها بايد كودكان را در برابر هر نوع سوئ استفاده جنسي مورد حمايت قرار دهند .

ماده35:خريد و فروش كودك

دولت ها بايد اقدامات لازم را براي جلوگيري ازخريد و فروش و ربوده شدن كودكان به عمل اورند .

ماده36:ديگر شكل هاي استثمار

كودك بايد در مقابل هرگونه استثمار كه سلامت و رشد او را به مخاطره مي اندازد , مورد حمايت و محافظت قرار گيرد .

 

ماده37:منع شكنجه

هيچ كودكي نبايد مورد شكنجه , رفتار ستمگرانه و بازداشت غير قانوني قرار گيرد .اعمال مجازات اعدام و حبس ابد در مورد كودكان بايد ملغي گردد.

ماده38:درگيري هاي مسلحانه

هيچ كودك زير 15 سال نبايد در درگيري هاي مسلحانه شركت كند . دولت ها بايد در زمان درگيريهاي مسلحانه از كودكان مراقبت و حمايت به عمل اورند.

ماده39:توان بخشي كودكان

دولت ها موظف هستند از كودكان اسيب ديده از جنگ , بدرفتاري و استثمار , مراقبت و حمايت كنند .

ماده40:دادرسي ويژه كودكان

كودكان بزهكار براي دفاع از خود حق دارند از رفتار مناسب , معاضدت و مشورت قانوني برخوردار شوند و در حد امكان از اعمال مجازات شديد در مورد انان پرهيز شود .

ماده41:رجحان قوانين موثرتر

هيچ يك از مواد پيمان نامه حاضر, قوانين داخلي يا بين المللي لازم الاجرا در كشورهاي عضو كه در جهت تحقق حقوق كودك موثر باشد را تحت تاثير قرار نمي دهند.

 

 

 

 

ماده42 تا 54:در مورد چگونگي اجراي پيمان و عملكرد دولت ها در ارتباط با آن است كه اهم نكات مندرج در اين موارد به شرح زيرمي باشد:

 

_ اشنا كردن عموم مردم , خانواده ها و كودكان با مفاد پيمان حقوق كودك با استفاده از شيوه هاي گوناگون اموزشي , تبليغي و   اطلاع رساني.

 

_ تشكيل كميته بين المللي حقوق كودك به منظور بررسي پيشرفت كشورهاي عضو در تحقق تعهدات مندرج در پيمان حقوق كودك .

 

_ به منظور تحقق هر چه بيشتر حقوق كودك و افزايش همكاري هاي بين المللي در اين زمينه , كميته مي تواند از سازمان هاي تخصصي , صندوق كودكان سازمان ملل متحد و ساير ارگان هاي سازمان ملل متحد جهت شركت در جلسات كميته يا ارائه گزارش دعوت به عمل اورند .

 

_ كميته حقوق كودك مي تواند بر حسب مورد سازمان هاي تخصصي , صندوق كودكان سازمان ملل متحد و ساير سازمان هاي ذيصلاح در خواست نمايد نظرات تخصصي در مورد اجراي پيمان ارائه نمايند .

http://www.emdadgar.com/special/peyamankodak/babyli.jpg

 

محمد رضا يوسفي

زندگینامه خودنوشت

من «محمدرضا یوسفی» در مهر 1332 در همدان به دنیا آمدم و در همان شهر به تحصیل پرداختم. سال 1352 پس از گرفتن دیپلم ادبی به تهران آمدم و در دانشگاه تهران در رشته تاریخ مشغول به تحصیل شدم.همزمان به همکاری با گروه‌های نمایشِ دانشجویی پرداختم. نحستین کتابم در 1357 با نام «سال تحویل شد» منتشر شد.از سال 1365 به طور جدی به نویسندگی برای کودکان و نوجوانان پرداختم و تاکنون بیش از دویست کتاب که عمدتاً داستانی‌اند از من منتشر شده‌اند.

من در زمینه نمایشنامه و فیلم‌نامه‌نویسی هم فعالیت‌هایی دارم، اما اگر بخواهم گریزی به زندگی کودکی و نوجوانی‌ام بزنم، باید بگویم کودکی من در میان یخ و برف و سختی‌ها و قصّه‌ها گذشت.تا آنجا که به یاد می‌آورم در آرزوی داشتن یک ماشین پلاستیکی و در شکل تکاملی آن رسیدن به یک دوچرخه سال‌ها و سال‌ها انتظار کشیدم و هرگز به آن نرسیدم.البته، بخشی از این روزگار را در رمانی نوشته‌ام که هنوز چاپ نشده است. ولی آنچه قابلِ توضیح و به یادماندنی است، سرشار از آه و یأس و امید بود. بچه‌ پنجم خانواده بودم و پدر بسیار زحمتکش ما فرصت آن را نداشت که زمانی کوتاه در کنار ما باشد.از صبح تا پاسی از شب کار می‌کرد و همیشه او را خشمگین می‌دیدیم تا شاد. روزگار با او نامهربان بود، بر مدار آرزوهایش نمی‌چرخید و چه جایی مناسب‌تر از چاردیواری خانه که او در آن فریاد بکشد! حتی در نمازخواندن هم خشمگین بود.

من با کودکیِ خویش احساس می‌کردم که آقا جان ـ به پدرم چنین می‌گفتیم ـ با خدا هم دعوا دارد! اگر در حق آقا جانِ خوبم، مرد کار و زحمت و تلاش ناحقّی نکرده باشم و او را شب بنامم، بی‌راه حرفی نزده‌ام؛ چون او برای من مانند شب پر از راز و رمز و پیچیدگی بود.

 

 

هیچگاه نتوانستم به دنیای ذهن او نقبی بزنم. مرا در میان خواهران و برادران، بسیار دوست داشت اما برای کار و کار و کار. انگار فرصت سخن گفتن نداشت. به همین دلیل مانند شب نامشکوف و بیگانه و راز‌آلود بود و دو برابر او، مادرم «مامان» بود که دنیایی سیال و شفاف و پر از قصّه و مَثل و ترانه و عشق بود.همه‌چیز را از او آموختم. حافظه‌ای به وسعت دریاها داشت و هرگز پایان نمی‌یافت و نمی‌یابد. هرچه پدر کم‌حرف و درخود فرو رفته بود، او عاشق بود و به هزار زبان با ما سخن می‌گفت.حتّی آن لحظه‌های غروب که خروارها رختِ چرکِ ما را شسته بود و دست‌هایش از ظلم اسپرون (چُوبک) و سردی آب و زمختی رخت‌ها تاول زده بود، روی ایوانِ خانه می‌نشست و قُل‌قُل قلیان می‌کشید.من گنجشک‌ها را خیلی دوست دارم؛ شاید ریشه در همین دوران کودکی دارد که کنار مامان می‌خوابیدم و به صدای قُل‌قُل قلیان او گوش می‌دادم و مهربانی خورشید چهره‌اش از قصّه‌های بسیار برای من سخن می‌گفت و گنجشک‌ها جیک‌جیک می‌کردند یا وقتی که مامان به نماز می‌ایستاد و بچه‌های طایفه به او «خاله سوتی» می‌گفتند چون هنگام نماز خواندن و به وقت تلفظ بعضی واژه‌ها سوت می‌زد و من از همین صدای سوت لذت می‌بردم و با تسبیح گِلی او بازی می‌کردم.

نعمتی است کسی از کودکی، آن زمان كه نمی‌تواند یک واژه را بنویسد، استادِ قصّه و داستان و هنر داشته باشد. من چنین بودم و مامان استادِ اول و آخر من بود و هست.نوجوانی‌ام نیز در کار و زحمت و سختی گذشته است. شاگرد قصّاب بوده‌ام؛ زنجیرباف، شاگرد قهوه‌چی، چوپان، دوره‌گرد، شاگرد کفاش، شاگرد کتابفروش و دیگر شغل‌هایی که برای یک بچه‌ پایین‌شهری ممکن است باشد، اغلب همه را انجام داده‌ام تا بتوانم درسی بخوانم.مامان از کودکی به ما آموخته بود که باید سخت جان و سخت‌کوش باشیم و خودش در این راستا استادی بود که حرف نمی‌زد و در عمل همه‌چیز را نشان می‌داد.

 

 

گفتم، نوجوانی‌ام در خطی از کار و تلاش و سختی گذشت و در جایی گفته‌ام که فرصتِ آن را نداشتم یا زمانه مهلت نداد تا به آرزوها، فرداها و آینده بیندیشم. همین‌طوری، نه قارچ‌وار، که مانند یک شاخه گُلِ شمعدانی بر جان مامان بودیم و می‌روییدیم و او چه دریایی بود.

برخی از آثار محمدرضا یوسفی :

·         اگر بچّه رستم بودم/ تهران، امیرکبیر، کتاب‌های شکوفه،

·         اسب سفید/ مشهد، آستان قدس رضوی، به نشر،

·         بزرگی / مشهد، به نشر، 1389

·         شازده کرگدن/ تهران، سروش، 1389

·         گرگ‌ها گریه نمی‌کنند/ تهران، افق، 1389

·         وقت قصّه من را صدا کن/ تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1389

·         بابا برفی/ مشهد، به‌نشر، 1388

·         شهر گربه‌ها / تهران، پیک بهار، 1386

·         قصّه و قصّه‌گویی/ تهران، پیک بهار، 1386

·         آخرین پروانه‌ها/ تهران، شباویز، 1385

·         خاله بالا و ننه سرما/ مشهد، به‌نشر، 1385

·         همکلاسی‌ها/ تهران، فرهنگ گستر، کتاب سیب،

·         اناری‌ها/ تهران، فرهنگ گستر، کتاب سیب، 1384

·         نامه‌هایی به آقاغوله / تهران، کتاب چرخ فلک، 1384

·         هزار پاها/ تهران، فرهنگ گستر، کتاب سیب، 1384

·         بچّه‌های خاک/ تهران، افق، 1384

·         کلاغ‌ها/ تهران، فرهنگ‌گستر، کتاب‌ سیب، 1384

·         من و ماه و ستاره/ تهران، شباویز،

·         کارگاه داستان/ تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، 1383

·         آواز/ تهران، شباویز، 1383

·         آتا سای/ تهران، شباویز، 1382

·         اگر آدم‌ها پروانه بودند/ تهران، کیهان،

·          

·          

·          

·         گواتی/ تهران، شعله اندیشه، 1382

·         آواز باد/ تهران، شباویز، 1381

·         اطلسی و نرگسی/ مشهد، به‌نشر، 1381

·         بُوی باران/ تهران، انتشارات مدرسه، 1381

·         نمایشنامه مرغ قدقدی/ تهران، شباویز، 1381

·         همه جا ستاره بود/ تهران، [بی‌نام]، 1381

·         دختر سیاره سبز/ تهران، شباویز، 1381

·         شاهاز بز جادویی/ تهران، محراب قلم، 1380

·         ننه انسی ستاره بود/ مشهد، به‌نشر، 1380

·         یوسفی که می‌خواستم/ تهران، پیدایش، 1380

·         آیدا؛ دخترماه/ تهران، ویژه نشر، 1380

·         تا خورشید راهی نیست/ مشهد، به‌نشر، 1379

·         ستاره آرزو/ تهران، نشر قو، 1379

·         دختران خورشید/ تهران، پیدایش، 1377

·         پسر فیروزه‌ای/ تهران، پیدایش، 1376

·         درس انار/ تهران، پیدایش، 1376

·         قصه کوچ/ تهران، قلمرو، 1376

·         یک وجب آسمان/ تهران، کانون پرورش فکری کودکان

·         ستاره‌ای به نام غول/ تهران، قدیانی، کتاب‌های بنفشه، 1375

·         نخودی و بی‌بی همدم/ [بی‌جا]، نماد هنر و ادبیات، 1375

·         هفت دختران آرزو/ تهران، سروش، 1375

·         لالی/ تهران، نهاد هنر و ادبیات، 1374

·         پرپرو، مرغ دریا/ تهران، انتشارات مدرسه، 1373

·         مسافر دریا/ تهران، انتشارات مدرسه، 1373

·         بره حنا، سم طلا/ سازمان جنگل‌ها و مراتع کشور، 1373

·         امید علی خان/ تهران، زلال، 1373

·         هفت‌چناران/ تهران، کتاب‌های شکوفه، 1372

·         تا سارا، اسبِ بالدار/ تهران، انتشارات مدرسه، 1372

·         وقتی پرنده‌ها پرواز کردند/ تهران، احیاء کتاب، 1371

·         خانه‌ای رو به آفتاب/ تهران، خانه آفتاب، 1369

·         قفس / تهران، کتاب‌های شکوفه، 1369

·         دنیا مالِ من است/ تهران، کتاب‌های شکوفه، 

قصه خاله رعنا و عمه نسا

خلاصه کتاب :

خاله رعنا و عمه نسا دو پیرزن بودند که در کنار هم زندگی می کردند و دو گربه ناز و ملوس هم داشتند. هر شب یکی از آنها به دیدن دیگری می رفت و با هم حرف زده و بافتنی می بافتند. یک شب گربه های آنها گلوله های نخ را به دندان گرفته و بازی می کردند و نخهای بافتنی گیر می کرد. در این هنگام، عمه نسا لنگه کفش را برداشت و محکم به پشت گربه خاله رعنا زد. خاله رعنا هم بلند شد و… .

نام کتاب :

قصه خاله رعنا و عمه نسا

موضوع :

داستان

گروه سنی :

ب

نویسنده :

عبدالرضا صمدی

تصویرگر:

نیلوفر میرمحمدی

قیمت

زندگینامه

 شهيد رجايى 

 


شهيد محمد على رجايى ، در سال 1312 هجري قمري در شهرستان قزوين متولد شد، تحصيلات ابتدايى را تا اخذ گواهينامه ششم ابتدايى در همين شهرستان به انجام رساند. در سن چهار سالگى از وجود داشتن نعمت پدر محروم شد و تحت تكفل مادر مهربان خود قرار گرفت . در سال 1327 به تهران مهاجرت كرد و سال بعد يعنى در 1328 وارد نيروى هوايى شد. در مدت 5 سال خدمت در نيروى هوايى ، دوره متوسطه را با تحصيل شبانه گذراند، سپس در سال 1335 به دانشسراى عالى رفت و به سال 1338 دوره ليسانس خود را در رشته رياضى به پايان برد و به سمت دبير رياضى به استخدام وزارت فرهنگ در آمد و به ترتيب در شهرستانهاى خوانسار، قزوين و تهران به تدريس ، اشتغال ورزيد.
شهيد رجائى در مدت تدريس ، هميشه آموزگارى دلسوز، پركار و شايسته بود و ضمن تدريس ، به فرا گرفتن علوم اسلامى و انجام فعاليتهاى سياسى همت مى گماشت . در سال 1340 به عضويت نهضت آزادى در آمد كه منجر به دستگيرى وى (در ارديبهشت 1342) و پنجاه روز زندان شد. پس ‍ آزادى از زندان با شهيد باهنر به سازماندهى مجدد هيات موتلفه پرداخت و براى پرورش افرادى كه بتوانند نبردى مسلحانه را اداره نمايند به اعزام داوطلبانى به جبهه فلسطين دست زد. در همين رابطه و براى تكميل برنامه مزبور (در سال 1350) خود شخصا به خارج از كشور سفر كرد. ابتدا به فرانسه و تركيه رفت و از آنجا عازم سوريه شد.
ايشان با نهايت شجاعت و شهامت مدت دو سال ، در زندانهاى انفرادى رژيم پهلوى انواع و اقسام شكنجه ها را تحمل نمود و چون كوهى استوار مقاومت كرد. در اثر اين مقاومتها او را به زندان قصر و سپس به اوين فرستادند. دوران زندان مجموعا چهار سال به درازا كشيد و شهيد رجائى در سال 1357 با اوج گيرى انقلاب اسلامى همراه ديگر زندانيان سياسى آزاد شد و بلافاصله وارد مبارزات سياسى و فرهنگى گرديد و به اتفاق عده اى از همكارانش براى بسيج و سازماندهى مبارزات مخفى معلمان مسلمان ، تلاش گسترده اى را آغاز كرد و موفق به ايجاد انجمن اسلامى معلمان شد. او در راه پيماييهاى عظيم سال 1357 مخلصانه و با تمام توان كوشيد و نقش ‍ موثرى در فعاليتهاى تبليغاتى آنها داشت .
شهيد رجائى پس از پيروزى انقلاب اسلامى و در سال 1358، مسئوليت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و در زمان وزارت خود موفق به دولتى كردن كليه مدارس شد. سپس به عنوان نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى انتخاب گرديد و به دنبال تمايل مجلس شوراى اسلامى در تاريخ 18/5/1359 به عنوان اولين نخست وزير جمهورى اسلامى ايران به مجلس معرفى و با راى قاطع به نخست وزيرى انتخاب شد. به دنبال عزل بنى صدر از رياست جمهورى ، شهيد رجائى با راى اكثريت مردم محرومى كه شاهد تلاشهاى صادقانه اين فرزند صديق ملت و مقلد با وفاى امام  بودند به رياست جمهورى انتخاب شد. دشمنان قسم خورده انقلاب اسلامى كه توان تحمل وجود اين مايه اميد مستضعفان و عنصر ارزشمند و دلسوز را نداشتند در هشتم شهريور ماه 1360 او را به همراه يار قديمى اش شهيد باهنر در انفجار دفتر نخست وزيرى به شهادت رساندند.

شهيد باهنر

 

شهيد حجت الاسلام دكتر محمد جواد باهنر، در سال 1312 در يك خانواده پيشه ور ساده در شهر كرمان به دنيا آمد و خواندن و نوشتن و قرائت قرآن را در مكتب آموخت و سپس به تحصيل علوم دينى در مدرسه معصوميه آن شهر پرداخت .
همزمان ، تحصيلات ابتدايى و متوسطه را نيز ادامه داد و پس از اخذ ديپلم در سال 1332 به قم رفت و سطوح عالى علوم اسلامى را در حوزه علميه قم طى كرد.

شهيد باهنر سپس به تحصيلات دانشگاهى رو آورد و حدود سال 1337 موفق به اخذ ليسانس در رشته الهيات و بعد از آن موفق به اخذ فوق ليسانس در رشته علوم تربيتى و سپس دكتراى الهيات از دانشگاه تهران شد.
شهيد باهنر ضمن تدريس و ايراد خطابه و برنامه ريزى ، دينى ، به تاليف كتب درسى اشتغال ورزيد و حدود سى كتاب و جزوه تعليمات دينى را براى تدريس (از دوره ابتدايى تا دانشسرا) تاليف كرد.

شهيد باهنر در سال 1341، همكارى خود را با نهضت اسلامى و سياسى روحانيت به رهبرى امام خمينى آغاز كرد و در اسفند ماه 1342 پس از ايراد سخنرانى هايى در مساجد هدايت و  الجواد و حسينيه ارشاد به مناسبت سالگرد فيضيه  دستگير شد و پس از آن متناوبا شش بار به زندانهاى كوتاه مدت محكوم شد و از سال 1350 ممنوع المنبر گرديد .

او  در سال 1357 به فرمان امام  به همراه چندتن از ياران ، مامور تنظيم اعتصابات شد و در همان سال نيز با فرمان امام به عضويت شوراى انقلاب اسلامى در آمد.
ديگر مسئوليتهاى شهيد باهنر پس از پيروزى انقلاب اسلامى عبارتند از:
مسئوليت نهضت سواد آموزى ، نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان ، نماينده شوراى انقلاب اسلامى در وزارت آموزش و پرورش ، نماينده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى .
شهيد باهنر كه به سرنوشت آموزش كشور و آينده نونهالان انقلاب بى اندازه توجه داشت و مدام در فكر بهبود و پيشرفت آن بود، سرانجام در كابينه محمد على رجائى به سمت وزير آموزش و پرورش منصوب شد. پس از فاجعه شوم بمب گذارى در دفتر حزب جمهورى اسلامى و شهادت دكتر بهشتى ، شهيد باهنر به عنوان دبير كل حزب جمهورى اسلامى انتخاب شد و به دنبال انتخاب شهيد رجائى به سمت رياست جمهورى ، به عنوان نخست وزير جمهورى اسلامى به مجلس معرفى شد كه با راى قاطع مجلس به تشكيل كابينه خود پرداخت .
اين شهيد فرزانه و سراسر اخلاق و اخلاص و تواضع ، كه خود را وقف خدمت به مردم ستمديده كرده بود، سرانجام پس از سالها مبارزه تلاش ، به همراه يار و ياور ديرينه اش  (محمد على رجائى رئيس جمهور اسلامى ايران ، در هشتم شهريور 1360 در انفجار ساختمان نخست وزيرى كه به دست منافقين كوردل صورت گرفت به مقام رفيع شهادت دست يافت .

 

هفته دولت مبارك باد

هفته دولت و ياد و خاطره شهيدان رجايي و باهنر گرامي باد

 

 

به مناسبت انفجار دفتر نخست وزیری در هشتم شهریور سال 1360 و شهادت دو یار دیرین امام (ره) و انقلاب و دو اسوه علم و تقوا، شهید محمد علی رجایی، رئیس جمهور و محمد جواد باهنر، نخست وزیر که نمونه ای از دولتمردان مردمی بودند و نیز به منظور آشنایی مردم با فعالیت ها و بیان اهداف و برنامه های آینده دولت، هفته ای به نام هفته دولت نامگذاری شده است که از دوم تا هشتم شهریور می باشد. 

علت نامگذاری چنین هفته ای این است که دولت شهید رجایی، نخستین دولت مکتبی بود که در آن دوره بحرانی حداکثر تلاش و کوشش خود را برای خدمت به اهداف مقدس انقلاب، صادقانه اعمال کرد تا آن جا که جان خویش را بر سر آن نهادند. روحشان شاد.

سارا

يك روز با عروسك

يكي بود يكي نبود يك دختري به نام مارال كه با  دوستش كه اسمش ساحل بود اين ها عضو كانون بودند و به كانون ميرفتند...

انها يك روز از كانون يك عروسك را به خانه آوردند،دارا و سارا، كه من فقط سارا را اورده بودم اما اسم ان را عوض كردم و گذاشتم سارينا، من با او به پارك رفتم و با او بازي كردم خواهرم هم با ان عروسك بازي ميكرد اما ميترسيدم خرابش كند اخر مال من نبود و او را كثيف ميكرد  من او را خيلي دوست داشتم روزي كه ميخواستم او را پس دهم خيلي دل تنگش ميشدم به همين دليل از او يك عكس گرفتم تا بماند يادگاري...

"مارال برنقوري"

داستان من و سارا

اول از همه وقتي كه به خانه رسيدم، من چادر سارا را سرش كردم و لباس او را مرتب كردم. او را به قفسه عروسك ها بردم و با عروسك هاي ديگر او را اشنا كردم. با هم به بيرون رفتيم و كمي خريد كرديم و بعد به خانه امديم و با وسايل غذا خوري براي بچه ها غذا درست كردم. بعد با همه بچه ها خوابيديم.

صبح كه بيدار شدم صبحانه را چيدم و بعد از ان سارا و بقيه ي عروسك ها را بيدار كردم  و ان ها مسواك زدند و دست و صورتشان را شستند. بعد به سر صبحانه امدند و با هم يك صبحانه ي خوب خورديم و لذت ان را برديم. بعد باز هم بازي كرديم.ظهر شد و با هم استراحت كرديم و بعد از اينكه بيدار شديم صورتمان را شستيم. با هم بازي كرديم و بعد اب طالبي خورديم.

خلاصه وقتي كه شب شد با هم خوابيديم تا فردا صبح به كانون دير نرسيم...

"حنانه غلام يزداني"

خاطرات سارا و من

امروز اولين روزي است كه سارا را به خانه آوردم  احساس خوبي دارم اما كمي ناراحتم چون بيشتر از خودم خواهر كوچكترم با او بازي كرد اما لحظه اي كه داشتم بازي مي كردم انگا كه واقعا با عروسك هاي ديگرم فرق داشت چون سنگين بود و به خاطر چادر و روسري كه بر سر داشت بهتر مي توانستم با او ارتباط برقرار كنم و او را به خود نزديك ببينم به خاطر همين روزي كه بردم او را به كانون تحويل بدهم خيلي ناراحت بودم كه مربيمان به من قول داد كه دوباره مي توانم او را امانت ببرم و من خوشحال شدم.           فاطمه بهرامي

ماجرا هاي سارا و من

روزي كه سارا را به خانمان آوردم با او مشغول بازي كردن شدم و بعد از آن با هم نهار خورديم بعد رفتيم كه ظرف ها را بشوييم كه سر ظرف شستن دعوايمان شد سارا مي گفت من ظرف ها را مي شوييم و من هم مي گفتم من بايد بشوييم چون تو در خانه ما مهمان هستي و نبايد كار كني اما سارا باز گفت خب بهتر است كه با هم ظرف ها را بشوييم  و بعد مشغول ظرف شستن شديم و قتي كارمان تمام شد به هال رفتيم  و تلويزيون نگاه كرديم بعد من براي سارا چاي آوردم و با هم چاي خورديم و بعد آماده شديم و با هم به كانون رفتيم.

مهسا فرهنگيان

 

هديه پدر

وقتي كانون عروسك هاي دارا و سارا را به بچه ها مي داد فكر كردم  كه آنها مال خودمان مي شود ولي بعد فهميدم كه ما بايد آنهارا مانند كتاب امانت به خانه ببريم و با آنها بازي كنيم و درباره آن قصه بنويسيم و من خيلي از اين موضوع خوشحال شدم اما بعد فكر كردم كاش جاي اين عروسك يك خواهر مهربان داشتم،وقتي به خانه آمدم چادر و مقنعه سارا را در آوردم و او را روي مبل نشاندم . من از سارا خيلي خوشم آمده بود براي همين پدرم گفت يك روز به دفتر مركزي كانون مي رويم و از فروشگاه آن يك عروسك سارا برايت مي خرم من خيلي خوشحال شدم اما باز راضي نمي شدم كه عروسك را تحويل بدهم آن روز هم با سارا بودم با هم ناهار خورديم و بعد خوابيديم ،وقتي بيدار شديم تلويزيون داشت كلاه قرمزي نشان مي داد و ما با هم تماشا كرديم و بعد من براي خودم و سارا بستني آوردم و با هم خورديم خلاصه شب براي خواب او  رختخوابي آماده كردم . فرداي آن روز بايد سارا را به كانون مي بردم و آن را تحويل مي دادم و من از اين بابت خيلي غمگين بودم ،شب موقع خواب با خودم گفتم خدا حافظ هم بازي چند روزه ام.

مليكا محمد زاده

 

قصه اي كه سارا گفت

يكي بود يكي نبود غير از خدا هيچ كس نبود روزي روزگاري دختري بود به نام سارا ،سارا دختري مهربان ،خوش اخلاق و خوشبو بود.روزي سارا در حال گردش در جنگل بود كه ناگهان كلبه اي در وسط جنگل ديد به طرف كلبه رفت ،داخل كلبه پر از حيوانات مختلف بود ،خرگوش ،بره،بزغاله،سگ و سنجاب اما حيوانات غذايي براي خوردن نداشتند ناگهان حيوانات سارا را ديدند و از او خواهش كردند كه سارا پيششان بماند و به آنها كمك كند براي پيدا كردن غذا .سارا هم قبول كرد و حيوانات خوشحال شدند.سارا شروع كرد به تميز كردن خانه و بعد به دنبال غذا و ميوه رفت .بعد براي آنها غذا درست كرد .وقتي كار هايش تمام شد استراحت كرد .سارا هر شب براي حيوانات قصه تعريف مي كرد و حيوانات با علاقه به قصه هاي سارا گوش مي دادند و به خواب مي رفتند .صبح روز بعد سارا باز براي حيوانات غذا برد بعد از خوردن صبحانه از آنها خواست تا از كلبه خارج نشوند تا او برنگشته.حيوانات هم گوش دادند اما وقتي سا را رفت بره كوچولو گفت ما نبايد به حرف سارا گوش دهيم بياييد به بيرون برويم و بازي كنيم ،همه قبول كردند اما خرگوش كوچولو گفت : نه نبايد برويم خطر ناك است و سارا ناراحت مي شود اما همه ي حيوانات رفتند و خرگوش كوچولو گريه كرد.

وقتي سارا به كلبه برگشت متوجه شد كه كسي در كلبه نيست تا اينكه صداي گريه خرگوش را شنيد.خرگوش را صدا كرد و از او پرسيد چه اتفاقي افتاده و بقيه كجا هستند .خرگوش هم همه ي ماجرا را براي سارا تعريف كرد.سارا خيلي ناراحت شد و تصميم گرفت برود و به دنبال آنها بگردد و به خرگوش كوچولو گفت تو همين جا بمان تا من بيايم.وقتي سارا حيوانات كلبه را پيدا كرد گرسنه و تشنه بودند.بره كوچولو و قتي سارا را ديد گفت من معذرت مي خواهم و...اما سارا بلافاصله گفت نمي خواهد چيزي بگويي من شما را مي بخشم و همه حيوانات خوشحال شدند و سارا هم به همه ي حيوانات نان هاي تازه داد و همگي با خوشحالي به كلبه برگشتند و سارا هم در كنار حيوانات ماند.

بعد از تمام شدن قصه از سارا تشكر كردم و اين اولين قصه اي بود كه سارا در روز اولي كه به خانمان آمده بود برايم تعريف كرد و من خيلي لذت بردم و از سارا خواستم هر شب يك قصه برايم تعريف كند چون سارا در كتابخانه كانون زندگي مي كرد و كلي كتاب خوانده بود.

كيانا عباسي

نظر والدين

وقتي دخترم عروسك سارا را به امانت گرفت با او شروع كرد به نماز خواندن و در حال نماز خواندن دست عروسك را به بالا برد و با هم دعا كردند .

از نظر من سارا تنها عروسكي است كه ميتواند بچه ها را به خدا و نمازو قرآن نزديك كند واين به دليل نوع پوشش عروسك است چون چادر و مقنعه بر سر دارد و باعث شد كه دختر من كاملا با عروسك نماز بخواند و عروسك را به حالت ركوع در آورد و ذكر هاي نماز را بگويد و برا ي من كه مادرش هستم ديدن كارهاي كه او با عروسك انجام مي داد بسيار جالب بود.

عطا پور

 

نظر والدين

روز اولي كه دخترم عروسك را امانت گرفت اورا بغل كرد و بوس كرد و گفت سلام سارا جون به خانه اي ما خوش آمدي .بعد شروع كرد به بازي كردن با سارا و من ديدم كه دستهاي عروسك و خودش را بلند كرده و مشغول دعا هستند.بعد از آن گوشي موبايل من را گرفت و از سارا عكس گرفت و گفت مامان من سارا را خيلي دوست دارم اي كاش سارا مال خودم بود.

ارتباط فرزندم با عروسك خيلي خوب بود و هر روز بعد از پايان درس با سارا ساعت ها بازي مي كرد و چون مي دانست عروسك نزدش امانت است خيلي مواظبش بود و شب ها مو قع خواب پيش خود مي خواباند و برايش بالش و پتو درست كرده بود .دخترم خيلي دوست دارد سارا را باز به امانت بگيرد و با او بازي كند و از ميان تمام عروسك هايش سارا تنها عروسكي بود كه با او بهترين ارتباط را برقرار كرد.

سارينا اميري

 

صدای سکوت

صداي سكوت مثل همين نشستن زير سايه مانند اين است كه احساس واقعي را در من نشانده است.صداي سكوت صداي وزيدن باد آرامي است كه تمامي دنيا شاد مي ماند. صداي سكوت زندگي طبيعت است اگر آن نباشد زندگي طبيعت چگونه است آيا مي دانيد؟بله مي دانم زندگي طبيعت يك نواخت مي شود و اصلا شادي در آن ندارد.صداي سكوت آرامش مي آورد.

هليا جهانگيري

 

 

 

 

 

سكوت به نظر من تنها ساكت بودن نيست بلكه مي توان صداي نسيم را در نظر گرفت. صداي جيك جيك گنجشك هاي كوچولو، صداي راه رفتن روي زمين، و يا صداي آرام و دلرباي خنده بچه ها نيز مي تواند باشد و به چيزهاي ريز هم مي شود توجه كرد.  

فاطمه بهرامي

تبریک سال نو به همه همکاران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان

همکاران گرامی

با فرا رسیدن نوروزبرایتان تندرستی و نیک روزی آرزو مندیم.

در سال نو، صاحب قرآن يار و مددکار اهل خانه خواهد بود.

پول نشان از خير و برکت و رفاه، اسپند برای دوری از چشم زخم حسود، برنج، نشانی از خير و برکت و فراوانی، آب, نشان صافی و پاکی و روشنايي و گشايش کار. ماهی قرمز، شگون دارد. آيينه، برای رفع کدورت و نشانی ازصفا و پاکی و يکرنگی. طلا، نشانی از اميد به وضع مالی خوب در سال نو. بعد از تحويل سال نبايد شمع ها را با فوت خاموش کرد بلکه بايدگذاشت تا آخر بسوزند و يا با نقل و مسقطی خاموششان کرد .


ديد و بازديد

از بامداد نوروز ديد و بازديدها آغاز می شود در همه خانواده ها رسم است که به ديدار کسی که از نظر سن و شخصيت بر ديگران مزيت دارد بروند و دست او را ببوسند و تبريک بگويند و او نيز عيدی که شامل سکه يا پول است به آنها بدهد. بعضی نيز صبح عيد نوروز يک بشقاب گندم برشته که شامل: کنجد، گندم، شاهدانه، نخودچی و کشمش است به اضافه يک بشقاب نان شيرين به اضافه تخم مرغ رنگی يا سکه به کوچک ترها می دهند.



تاريخچه چهارشنبه سوري

چهارشنبه‌سوری یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.

در شاهنامهٔ فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی نوروز وجود دارد که نشان‌دهندهٔ کهن بودن این جشن است. مراسم سنّتی مربوط به این جشن ملّی، از دیرباز در فرهنگ سنّتی مردمان ایران زنده نگاه داشته شده‌است.

واژهٔ «چهارشنبه‌سوری» از دو واژهٔ چهارشنبه که نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری در زبان کُردی که به معنی سرخ است ساخته شده‌است .آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‌شود    که این آتش معمولاً در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‌کنند و از آن می‌پرند آغاز می‌شود و در زمان پریدن می‌خوانند: «زردی من از تو، سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی است که واژه «سوری» به معنی «سرخ» به آن اشاره دارد. به بیان دیگر شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات شما را بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. چهارشنبه‌سوری جشنی نیست که وابسته به دین یا قومیّت افراد باشد و در میان بیشتر ایرانیان رواج دارد.

سال نو - کوزهٔ نو

ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه برده، به‌زیر افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزهٔ نویی را جایگزین می‌ساختند. که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌گردد که با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.

 

آجیل مشگل‌گشای، چهارشنبه سوری

در گذشته پس از پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق، بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند. آنان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن، از همین باور سرچشمه گرفته‌است.

قاشق زني

در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند. صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه‌سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول می‌ریزد.

شال انداختن

شال‌اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی جوانان نوبت به شال‌اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا از روی دیوار، آنرا از روزنه دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند. صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلاً آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال‌انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد در آینده و گردو نشان طول عمر، بادام و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره باشد نشانه سپیدبختی است.

چهارشنبه سوری در شهرهای گوناگون

کردستان

در شهرهای کردنشین ایران ،رسوم و مراسم آخرین چهارشنبه سال و نوروز بدین ترتیب است که ابتدا برفراز کوه ها؛ بالاترین نقطه کوه آتش روشن می کنند و همچنین در مکانی مناسب آتش بزرگی افروخته به دورآن به رقص محلی و پایکوبی میپردازند،(مانند نوعی سپاسگزاری و نیایش ) کُردها از دیرباز آتش را گرامی و مقدس میپنداشتند و در ادبیات کُردی بسیار از آتش و مراسم نوروز کُردها یادشده است.

تبریز

آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این اواخر متداول شده‌است.در گذشته به جای آتش‌افروختن و پریدن از روی آن صبح روز چهارشنبه کودکان و جوانان از روی آب روان پریده و جمله « آتيل ماتيل چرشنبه بختيم آچيل چرشنبه» را میگفتند.آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است و ترک نمی‌شود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید حتماً شب چهارشنبه‌سوری خوانچه‌ای از آجیل خام و میوه خشک برای او بفرستند. در تبریز آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز رایج است که از آداب دوران ساسانیان بوده و هنوز هم در برخي محله ها رايج است .

شیراز

افروختن آتش در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند دود کردن، نمک گرد سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای مخصوصی وجود دارد که زنان می‌خوانند. در گذشته قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز صحن بقعه شاه چراغ بوده است .

گيلان

در آخرين سه‌شنبه سال، در گيلان هم مانند ساير استان‌ها آيين‌هاي خاصي اجرا مي‌شود.در شب چهارشنبه‌سوري، اسپند و كندر و گلاب و شمع حتما بايد در خانه باشد.اسپند و كندر را دود مي‌كنند، گلاب را به صورت خود مي‌زنند و شمع را به نيت روشنايي روشن مي‌كنند.گيلاني‌ها خاكستر آتش‌افروز شب چهارشنبه‌سوري را صبح چهارشنبه پاي درخت‌ها مي‌ريزند و معتقدند كه درخت ها بارور مي‌شوند و كساني كه قصد زيارت اماكن متبركه را دارند به نيت سفر از خانه خارج مي‌شوند. در گيلان دخترانِ دم‌بخت را غروب چهارشنبه‌سوري با جارو مي‌زنند و از خانه بيرون مي‌اندازند به اين اميد كه تا سال بعد ازدواج كنند.در بسياري از ايل‌ها و نيز در نقاط كوهستاني ايران از جمله دهكده‌هاي كوهستاني گيلان و مازندران كه به آداب و سنن ايرانيان باستان دلبستگي بيشتري دارند، در استقبال از سال نو، مراسم آتش‌افروزي را در شب چهارشنبه برگزار مي‌كنند. دور ريختن وسيله‌هاي كهنه و فرسوده زندگي در قريب باتفاق مناطق ايران معمول است. رسم كوزه شكستن يا كوزه پرت كردن به كوچه به نيت دور كردن بلا در همه ايران عموميت دارد.

مازندران

رسم چهارشنبه‌سوري در مازندران با برپايي هفت بوته‌ي آتش به نشانه‌ي هفت فرشته و امشاسپند اجرا مي‌شود و مردم باور دارند كه آتش تطهيركننده است و بدي و مرگ را مي‌سوزاند.مردم مازندران سرخي آتش را نشانه‌ي سلامت و گرمايش را زندگي بخش مي‌دانند.مردم در هنگام پريدن از آتش با اين عبارت‌ها با آتش سخن مي‌گويند: ”زردي من از تو، سرخي تو از من، سرخي آتش مال ما، زردي ما مال شما،چهارشنبه‌سوري مي‌كنيم، سينه بلوري مي‌كنيم. گل چهارشنبه سوري، درد و بلا رو ببري” سپس آش “چهل گياه” مي‌پزند كه دوا و درمان است. صداي برخورد قاشق و كاسه نيز نشان دهنده‌ي شروع مراسم قاشق‌زني است و دختر و پسر با پوشيدن چارقد و چادر در كوچه‌ها قاشق‌زني مي‌كنند و مي‌گويند: ”اي اهل محل، اهل در اين منزل شگون امشب است، هديه بريزيد داخل پيمانه و كاسه”.وي ادامه داد: در هنگام غروب دختران دم بخت به كوچه‌ها مي‌روند و در پشت پنجره يا دكه‌ي كسب فال گوش مي‌ايستند تا ببينند پدري با دخترش چه مي‌گويد، آن سخن را به فال خوب يا بد ازدواج خود تعبير مي‌كنند.

اصفهان

افروختن آتش در معابر، کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در اصفهان نیز رواج دارد. شکوه شب چهارشنبه‌سوری در اصفهان از همه شهرهای ایران بیشتر است.

جشن دهه فجر

امروزدر مركزشماره 2 كرج براي اعضا عادي مراسم جشن دهه فجر برگزار كرد در اين مراسم برنامه هاي متنوعي اجرا گرديد و در كنار اين برنامه ها جشن با سخنان مديريت محترم كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان آراسته تر گرديد: ايشان از خاطرات زمان انقلاب براي اعضا گفتند و اينكه دشمن اكنون با جنگ نرم به مقابله با ما آمده است وكودكان و نوجوانان اين مرز و بوم بايد هوشيارانه عمل كنند و با مطالعه كتاب و استفاده از رهنمود هاي بزرگان و به خصوص رهبر معظم انقلاب اين انقلاب را تا ظهور حضرت مهدي(عج) به صورت امانتي عظيم حفظ كنند.

 

برنامه هاي اجرا شده:

 

تلاوت آياتي چند از كلام الله مجيد

سرود جمهوري اسلامي ايران

سرود 22 بهمن

سخنراني مدير كل كانون جناب آقاي رمضانخاني

مسابقه طومار انقلاب

مسابقه شعار نويسي

بازي با واژه هاي انقلابي( نوشتن جمله و متن ادبي)

اعلام برندگان مسابقه كتابخواني دهه فجر

پذيرايي

 

 

آشنايي با رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران

تحصیل علوم سیاسی

حضرت امام از سنین کودکی و نوجوانی با بهره گیری از هوشی سرشار،قسمتی از معارف متداول روز علوم مقدماتی و سطح حوزه های دینی،از جمله ادبیات عرب،منطق و فقه و اصول را نزد معلمین و علمای منطقه فرا گرفتند و در سال 1298 ه.ش عازم حوزه علمیه اراک شدند.

هجرت به قم

پس از هجرت آیه الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی(ره) امام خمینی(ره)نیز رهسپار حوزه علمیه قم گردیدند و به سرعت مراحل تکمیلی تحصیلات حوزوی را نزد اساتید حوزه قم طی کردند. حضرت امام طی سالهای طولانی در حوزه علمیه قم به تدریس چندین دوره فقه،اصول،فلسفه و عرفان و اخلاق اسلامی همت گماشتند و در حوزه علمیه نجف نیز قریب 14 سال معارف اهل بیت و فقه را در عالی ترین سطوح تدریس نمودند.و در نجف برای نخستین بار مبانی نظری حکومت اسلامی را در سلسله درسهای ولایت فقیه بازگو نمودند.به گفته شاگردان ایشان درس امام خمینی از معتبرترین کانونهای درسی حوزه محسوب می شد و در برخی از دوره ها سالهای تدریس در حوزه علمیه قم شاگردان حاضر در محضر استاد به 1200 نفر رسیده بودند که در میان آنان دهها تن از مجتهدین مسلم و شناخته شده حاضر بودند.

لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که به موجب آن شرط مسلمان بودن و سوگند به قرآن کریم تغییر می یافت در 16 مهر 1341 ه.ش به تصویب کابینه اسدالله علم رسید.امام خمینی به همراه علمای بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر تصویب لایحه مزبور پس از تبادل نظر،به اعتراضات همه جانبه علیه دستگاه حکومتی دست زدند.رژیم شاه ابتدا به تهدید و تبلیغات علیه روحانیت دامن زد.با وجود این،گستره قیام رو به فزونی نهاد.در تهران،قم و برخی شهرهای دیگر بازارها تعطیل و مردم در مساجد به حمایت از حرکت علما گرد آمدند.حضرت امام معتقد بودند که دولت می بایست رسما لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی را لغو کند و خبر آن را انتشار دهد.

سرانجام رژیم شاه تن به شکست داد و رسما در 7 آذر 1341 هیئت دولت،مصوبه قبلی را لغو کرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد.امام خمینی در نشست با علمای قم مجددا بر مواضع خویش پای فشردندو لغو مصوبه در پشت درهای بسته را کافی ندانستند و اعلام کردند تا زمانی که لغو آن در رسانه های عمومی پخش نشود،قیام ادامه خواهد داشت.فردای آن روز خبر لغو لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در روزنامه های دولتی منعکس شد.به دنبال این پیروزی علمای اسلام و مردم مسلمان،تبلیغات وسیعی علیه روحانیت و امام خمینی آغاز شد.شاه تصمیم به سرکوبی قیام داشت.روز دوم فروردین 1342 که مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) بود مأمورین مسلح رژیم با لباس مبدل اجتماع طلاب علوم دینی در مدرسه فیضیه را بر هم زدند و متعاقب آن نیروهای پلیس با سلاح گرم وحشیانه به مدرسه فیضیه یورش بردند و به کشتار و ضرب و شتم طلاب پرداختند.همزمان مدرسه دینی طالبیه تبریز نیز مورد هجوم قرار گرفت.

 

قیام 15 خرداد

امام خمینی عصر عاشورای سال 1383 ه.ق(13 خرداد 1342ه.ش)در مدرسه فیضیه نطق تاریخی خویش را ایراد کردند.بخش عمده ای از سخنان امام به بیان نتایج زیانبار سلطنت دودمان پهلوی و افشای روابط پنهانی شاه و اسرائیل اختصاص داشت.سخنان امام خمینی همچون پتکی بر مغز شاه که جنون قدرت و تکبر فرعونی او زبانزد خاص و عام بود فرود آمد.شاه فرمان خاموش کردن صدای قیام را صادر کرد.نخست جمع زیادی از یاران امام خمینی در شامگاه 14 خرداد دستگیر و ساعت سه نیمه شب(سحرگاه پانزده خرداد 42)حضرت امام خمینی را در حالی که مشغول نماز شب بود دستگیر و به تهران برده و در بازداشتگاه باشگاه افسران تهران زندانی کردند و غروب آن روز به زندان قصر منتقل نمودند. با دستگیری رهبر نهضت و کشتار وحشیانه مردم در روز 15 خرداد 42 قیام ظاهرا سرکوب شد.امام در حبس با شهامت تمام،از پاسخ گفتن به سئوالات بازجویان،با اعلام اینکه هیئت حاکمه ایران و قوه قضائیه آن را غیر قانونی و فاقد صلاحیت می دانند،اجتناب ورزیدند.در شامگاه 18 فروردین 43 بدون اطلاع قبلی امام خمینی آزاد و به قم منتقل شدند.

 

قيام عليه كاپيتولاسيون و تبعيد..

امام خميني بعد از سخراني عليه كاپيتولاسيون ،توسط ‍رژيم پهلوي به تركيه تبعيد شد وسپس دولت تركيه به دلايلي خواستار انتقال امام به كشور ديگري شد.امام ابتدا به نجف و سپس به فرانسه تبعيد شدند و تا بهمن 57 آنجا بودند.

بازگشت به ایران پس از 14 سال تبعید

اوایل بهمن 57 خبر تصمیم امام مبنی بر بازگشت به کشور منتشر شد.مردم 14 سال انتظار کشیده بودند.اما در عین حال مردم و دوستان امام نگران جان ایشان بودند چرا که هنوز دولت دست نشانده شاه مراکز امنیتی و فرودگاهه را در تصرف داشت و حکومت نظامی  برقرار  بود.امام خمینی تصمیم خویش را گرفته و طی پیامهایی به مردم ایران گفته بودند می خواهد در این روزهای سرنوشت ساز و خطیر در کنار مردم ایران باشند.

سرانجام امام خمینی بامداد 12 بهمن 1357 پس از 14 سال دوری از وطن وارد کشور شدند.استقبال بی سابقه مردم ایران چنان عظیم و غیر قابل انکار بود که خبرگزاریهای غربی نیز ناگزیر از اعتراف شده و مستقبلین را 4 تا 6 میلیون نفر برآورد کردند.سیل جمعیت از فرودگاه به سوی بهشت زهرا،مزار شهیدان انقلاب اسلامی روانه شد تا سخنان تاریخی امام را بشنوند.در همین نطق بود که امام خمینی با صدای بلند فرمودند:((من دولت تعیین می کنم،من به پشتیبانی این ملت دولت تعیین می کنم.))شاهپور بختیار ابتدا این سخن را شوخی گرفته بود اما چند روز بیشتر نگذشت که در 16 بهمن 57 امام خمینی رئیس دولت را تعیین نمودند.روز 19 بهمن 57 پرسنل نیروی هوایی در محل اقامت امام خمینی(مدرسه علوی تهران) با ایشان بیعت کردند.ارتش شاه در آستانه سقوط کامل قرار گرفته بود،پیش از این بسیاری از سربازان و درجه داران مومن ارتش با فتوای امام خمینی پادگانها را ترک گفته و به صفوف ملت پیوسته بودند.

روز 20 بهمن همافران در مهمترین پایگاه هوایی تهران دست به قیام زدند.گارد شاهنشاهی برای سرکوب آنان گسیل شد.مردم به حمایت از نیروهای انقلابی وارد صحنه شدند.روز 21 بهمن پایگاه پلیس و مراکز دولتی یکی پس از دیگری به دست مردم سقوط کرد.بدین ترتیب آخرین مقاممتهای رژیم شاه در هم شکسته شد و صبحدم 22 بهمن،خورشید پیروزی نهضت امام خمینی و انقلاب اسلامی و پایان دوران دیر پای سلطنت شاهان ستمگر در ایران طلوع کرد.

 

این انقلاب بی نام خمینی در هیچ جای جهان شناخته شده نیست. مقام معظم رهبری

دوستان گرامی کتابخانه

روز پنج شنبه ۱۹ بهمن  در مرکز ۲ سی و چهارمین سالگرد انقلاب اسلامی را جشن می گیریم از شما دعوت می شود در این جشن شرکت نمایید.

مردم و جامعه تغيير نمي کنند، مگر آنکه خود افراد تغيير و تحول يابند

سی و چهارمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی مبارک باد.

مرکز ۲ کرج با برنامه های شاد و متنوع فرهنگی َهنری و ادبی برای کودکان و نوجوانان این پیروزی را جشن می گیرد و برای استفاده از این برنامه ها می توانید با شماره تلفن ۳۴۵۷۳۲۴۳ تماس بگیرید.