دل به دريا كه بزني صداي فاخته تنها را مي شنوي؛صدايي كه گاه دختركي نا بينا در دور دست مي شنود و هم آواز او نغمه اي غم انگيز مي سرايد.

صدايي به آرامش پر كشيدن پرنده اي مهاجر كه حالا نامه اي به پاي بسته است ، نامه اي كه دعوت مي كند از نويسنده يك دريا وا‍ژه هاي قشنگ و كودكانه ،كه گل دوستي را به دنياي پسركان و دختركان اين ديار هديه داده است.

نامه، نامه اي ساده و صميمي است ؛آقاي جمال الدين اكرمي به خانه ما كودكان و نوجوانان كرج بيا  تا قصه هايت را از زبان خودتان بشنويم.